
سالروز شهادت دخت نبی مکرم اسلام حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها) را به محضر فرزند برومندش حضرت ولی عصر(عجل الله تعالی فرجه) و مقام معظم رهبری وهمه مسلمانان و شیعیان جهان تعزیت وتسلیت عرض می نمایم.ان شاءالله با ظهور حضرت انتقام سیلی زده شده به صورت نازنینش و بین در و دیوار ماندن بانوی دو عالم و سقط شدن فرزندش را خواهیم گرفت.
غریبانه
دوستش داشتم، ناخودآگاه دوستش داشتم، بیآنکه بدانم برای چه.
هربار از کنارش رد میشدم، قلبم توی سینه به درد میآمد. نبضم تندتر میزد. نمیدانستم چرا؟ نمیدانستم چه چیز میان من و اوست؛ تنها میدانستم اشتیاقی غریب مرا به سمت او میکشاند، اشتیاقی گنگ که از سرچشمه آن هیچ نمیدانستم.
میان کوچه بود، تکیه به یکی از دیوارهای قدیمی محل. با آن سادگی، عجیبمیان همنوعان آهنیاش دوام آورده بود. بعضیها انگار با اکراه از کنارش رد میشدند، چپ چپ نگاهش میکردند؛ من اما بیتاب برای یک لحظه گذر از مقابلش بودم، بیتاب سادگی غریبانهاش، غریبانه ... غریبانه ... چقدر این صفت برازنده او بود. چقدر این غربت، در آن نمای چوبی آشنا بود؛ آشنای غریب. انگار آن دورها، خاطرهای، حادثهای ... نمیدانم یک چیزی با او در ارتباط بود. چیزی که بیشتر از همه، تداعی غربتش عذابم میداد، چیزی که با ورود به آن کوچه و نزدیک به او، سایه محوش را روی ذهنم میانداخت.
با من بود، جدا نبود از من. آن شب توی صفحه تلویزیون بود که دیدمش، میان شعلههایی که دورش را گرفته بودند، خودش بود و غریبتر از خودش. خودش بود و آشناتر از آن که بود.
شعلهها زبانه میکشیدند، میسوخت و همچنان ایستاده بود، همهجا پر از شکوفههای یاس بود، پر از شکوفههای خونی یاس. سواران سرخ پوش، شمشیر به دست، یاسها را لگدمال میکردند. نمیخواست بگذارد یاسها بیشتر از این لگدمال شوند. نمیخواست حتی دستی به گوشه آن چادر برسد. داشت میسوخت؛ غریبانه داشت میسوخت، غریبانه ... غریبانه ... بلند شدم. پا به کوچه گذاشتم. نمیدانستم چه میکنم؛ فقط میدانستم که باید بروم. از خیابانها انگار فقط آنرا که به او منتهی میشد میشناختم. تنها تصویر ذهنم او بود و آن یکی که خودش بود و نبود، آن یکی که میان شعلهها ... از خیابانها گذشتم؛ از آدمها، ماشینها، ساختمانها ... و از آن کوچه، ... نبود.
میان کوچه تکیه به دیوار قدیمی نبود. هرجا که دیدم نبود. با آن سکوت همیشگیاش نبود. با آن سادگی غریبانهاش نبود، تنها سرو صدای بلدزری میآمد که پشت دیوار قدیمی همه چیز را آوار میکرد داشت ویرانم میکرد. نیشخند درهای آهنی که شقیقههایم را به درد آورده بود؛ ویرانم کرده بود.
منبع: محمع جهانی سبطین


چند روزی دیر شده ولی ماهی رو هر وقت از آب بگیری تازه ست .سال نو شمسی و عید باستانی نوروز رو به همه ایرانیان عزیز و همه منتظران منجی آخر الزمان تبریک عرض می نمایم. از خداوند متعال می خواهم امسال را سال ظهور حضرت ولی عصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف) قرار بدهد ان شاءالله
کم کم داریم به پایان سال شمسی نزدیک میشیم و سال داره تموم میشه ولی هنوز امام خوبیها امام زیباییها امام مهربانیها در پس پرده غیبت مانده و ما همچنان بدون رهبر و پیشوای مان ولی انگار نه انگار هیچ تفاوتی نکرده ایم کی می خواهیم بیدار شویم ای اهل عالم تا چه زمانی بدون سرپرست بمانیم و برای آمدن آن بزرگوار کاری نکنیم انتظار فقط نشستن و دیدن وضع موجود و دعا کردن برای ظهور نیست منتظر باید حرکت کند بسوی خوبیها و حرکت کند بسوی بهتر شدن جامعه و ریشه کن شدن فقر ، فساد و ظلم در جامعه یک جا نشستن وگفتن به من مربوط نیست یعنی به تعویق انداختن ظهور امام عزیز میدانم که بیشتر از ما وجود نازنین توست که ناراحت از غیبت است. ما راببخش که کاری برای ظهورت نمی کنیم .
یک پیشنهاد در هنگام سال تحویل قبل از هر چیز و هر کس سلامتی و ظهورحضرت ولی عصر (عجل الله تعالی فرجه) آن بزرگوار غایب از نظر را از درگاه خداوند طلب نماییم. چرا که خود حضرت فرموده اند:« فرج مرا بسیار دعا کنید که گشایش کارهای شما نیز در آن است.» ان شاء الله سال آینده سال ظهور و حضور حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه) در جهان باشد .
اللهم عجل فی فرج مولانا الصاحب الزمان بالقرآن
روز جمعه ای کحه در پیش داریم یک امتحان بزرگ الهی را در درون خود برای ملت بزرگ ایران دارد و آن نهمین دوره انتخابات مجلس شورای اسلامی است. که اولین و مهمترین مسئله در این انتخابات حضور حداکثری مردم است همه ما باید در این انتخابات حضوری چشمگیر داشته باشیم تا مشت محکمی بر دهان استکبار جهانی بزنیم. مسئله دوم مسئله انتخاب فردی اصلح و شایسته برای این کار مهم یعنی نمایندگی مجلس است ما باید از بین کاندیداهای حاضر در صحنه بهترین فرد را انتخاب نماییم. تا در مجلس آینده اولا حامی دین و ولایت فقیه و بعدا حامی منافع ملی باشد و به فکر ملت باشد و در هر طرح یا لایحه ای که رای می دهد اول ببیند که این طرح یا لایحه مخالف دین و بر خلاف ولایت فقیه نباشد و همچنین بر ضد منافع ملت بزرگ ایران و بخصوص جوانان نباشد و همچنین شجاع باشد و بتواند در همه صحنه ها بخصوص صحنه های بین المللی در مقابل بیگانگان حرف خود را بزند و منافع ملت را به خاطر ترس بر باد ندهد.مقام معظم رهبری در رابطه با صلاحیت نمایندگان معتقدند: "آن کسانى که به وسیلة شوراى نگهبان صلاحیت آنها اعلام میشود، معنایش این است که این از حداقل صلاحیت مورد نیاز برخوردار است. در بین این کسانى که اعلام میشوند، افرادى هستند با صلاحیتهاى بالاتر، افرادى هستند در سطح پایینتر. هنر ملت ایران و مردم شهرها و حوزههاى انتخابیه این است که دقت کنند، نگاه کنند، بشناسند اصلح را، بهترین را انتخاب کنند. و همچنین ایشان معتقدند باید کسانی انتخاب شوند که:بهترین از لحاظ ایمان، بهترین از لحاظ اخلاص و امانت، بهترین از لحاظ دیندارى و آمادگى براى حضور در میدانهاى انقلاب؛ دردشناسترین و دردمندترین نسبت به نیازهاى مردم را انتخاب کنند. اینها فرصتهایى، است [که] بایستى مردم عزیز ما در همه جاى کشور ـ این دیگر مخصوص استان یزد نیست ـ هوشیارانه، با بصیرتِ تمام تلاش کنند، پیدا کنند و با رأى خود مسجل کنند و مجلس را ـ آن مجلسى را که مورد نیاز جامعة کنونى ماست ـ تشکیل بدهند.
بیست و دوم بهمن ماه سالروز شکست ژاندارم منطقه یعنی محمد رضا پهلوی است. در چنین روزی بعد از اینکه ارتش دیگر اعلام بی طرفی کرد و فرماندهان ارتش دستور دادند که هیچ ماموری حق شلیک گلوله به مردم را ندارد رژیم 2500 ساله شاهنشاهی در هم شکست و انقلاب شکوهمند اسلامی بعد از مبارزات سختی که به رهبری حضرت امام (ره) انجام گرفت به پیروزی رسید و بختیار هم با خفت تمام کشور را ترک کرد. در سالگرد این روز بزرگ پارسال هم مردم مصر توانستند حسنی مبارک رئیس جمهور مخلوع مصر را که سی سال بود بر مردم این کشور و مردم فلسطین ظلم می کرد را با خفتی شبیه به خفت محمد رضا پهلوی از حکومت خلع نمایند. و روز بیست و دو بهمن بار دیگر شاهد شکستن بتی دیگر در منطقه بود. این روز بزرگ را که روز ازادی ملتها از ستم دیکتاتورها هست را به همه آزادیخواهان جهان تبریک و تهنیت می گویم.
در بهار آزادی جای شهدا خالی
استقلال آزادی جمهوری اسلامی
خونی که در رگ ماست هدیه به رهبر ماست
دوازدهم تا هفدهم ربیع الاول که مصادف است با ایام میلاد سراسر نور و سعادت حضرت ختمی مرتبت محمد (صلی الله علیه وآله و سلم) که به ابتکار حضرت امام (ره) به نام هفته وحدت نامگذاری شده است.امیداورام که همگی مان در ایجاد وحدت واقعی مسلمانان اعم از شیعه و سنی که خواسته حضرت امام و مقام معظم رهبری است بتوانیم قدمهای مهمی برداریم دشمن وقتی می بیند از هیچ جا نمی تواند به مسلمانان ضربه بزند شروع می کند به ایجاد تفرقه در صفوف مسلمانان بخصوص مسئله شیعه و سنی را مطرح می کند و اختلافات جزئی این دو را بزرگ می کند ولی ما برای آنکه دشمن به اهداف خود نرسد. حتما باید مسائل اشتراکی بین شیعیان و اهل سنت را همیشه گوشزد کنیم تا اتحاد بین مسلمین بیشتر و بیشتر شود تا دشمن به اهداف شوم خود در شکست و به اضمحلال کشاندن اسلام هیچ وقت نرسد. خداوند متعال نیز در قران کریم می فرمایند:به ریسمان محکم الهی چنگ بزنید و متفرق نشوید. در انتها هم میلاد با شکوه نبی مکرم اسلام حضرت محمد (صلی الله علیه وآله و سلم) و ولادت با سعادت رئیس مذهب تشیع حضرت امام جعفر صادق(علیه السلام) را به محضر مبارک حضرت ولی عصر (عجل الله تعالی فرجه) و همه مسلمانان و شیعیان جهان تبریک و تهنیت عرض می نمایم.
اسعدالله ایامکم
در 1173 سال پیش حضرت ولی عصر(عجل الله تعالی فرجه) بعد از شهادت پدر بزرگوارش حضرت امام حسن عسکری (علیه السلام) در حالیکه از عمر شریفش فقط 5 سال می گذشت به امامت رسیدند و زعامت امت را برعهده گرفتند ولی برای اینکه از گزند توطئه و به شهادت رسیدن در امان بمانند به اذن الهی از نظرها غائب شدند. شروع امامت امام زمان(عجل الله تعالی فرجه) را به همه منتظران حضرت تبریک و تهنیت عرض می نماییم .به امید روزیکه خود حضرت تشریف بیاورند و این روز را به محضر مبارکش تبریک بگوییم و در حضور خودشان این روز را جشن بگیریم. انشاء الله
اللهم عجل لولیک الفرج
امروز سالروز شهادت یازدهمین اختر تابناک آسمان امامت و ولایت امام حسن عسگری (علیه السلام هست شهادت این امام همام را به همه شیعیان و بخصوص محضر حضرت ولی عصر (عجل الله تعالی فرجه) شهادت پدر بزرگوارشان را تسلیت عرض می نمایم.همچنین امروز شروع دهه فجر انقلاب اسلامی است.و انقلاب اسلامی 33 سالش تمام می شود و وارد 34 سالگی می شود در خرداد 1342 هیچ کس باور نمی کرد مردی که می گوید سربازان من در گهواره ها خوابیده اند 15 سال بعد با همان نوجوانان و جوانان بتواند بزرگترین انقلاب قرن بیستم را به پیروزی برساند. در بهمن ماه 1357 وقتی امام خمینی(ره) با ابهت تمام نشدنی وارد کشور شد و در بهشت زهرا فرمودند:من به پشتیبانی این ملت دولت تعیین می کنم تازه ابرقدرتهای بزرگ فهمیدند (که آنروز که امام را در خرداد 1342 بازداشت کرده بودند و پرسیده بودند که سربازان تو کیستند که اینگونه داد و بیداد راه انداخته ای و امام در جواب فرموده بود:سربازان من امروز در گهواره هایشان خوابیده اند.) که واقعا سرابازان خمینی کاری کردند که یکی از بزرگترین دیکتاتوریهای جهان که آمریکا و همه غرب پشت سرش بودند سرنگون شود. و هیچ یک از قدرت ها نتوانستند او را در قدرت نگهدارند. و امروز ما شاهد خروش مردم منطقه خاورمیانه در کشورهای مصر، تونس، لیبی ، بحرین، اردن، عربستان و دیگر کشوره هستیم و امیدورایم این بیداری اسلامی باعث شود که دشمنان اسلام وبشریت و دیکتاتور های ظالم که فقط به منافع خود می اندیشند از بین بروند تا ان شاء الله ظهور حضرت ولی عصر(عجل الله تعالی فرجه) نیز نزدیکتر شود و همانگونه که حضرت امام فرمودند پرچم این انقلاب را بدست حضرتش بدهیم .این دهه مبارک و سالروز پیروزی انقلاب کبیر اسلامی ایران را به همه عزیزان تبریک وتهنیت عرض می نماییم.

آخرین لحظات زندگی سراسر نور و حکمت نبی مکرم اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) بود همه نگران حال ایشان بودند امیرالمومنین علی(علیه السلام) و دختر بزرگوارش بر سر بالین ایشان حاضر بودند و دو نوه عزیزش امام حسن و امام حسین(علیهما السلام) در کنار آنان ناراحت به چهره پیامبر نگاه میکردند و گریه می کردند اصحاب هم ناراحت بودند و برخی بیشتر اوقات را گریه می کردند و از خداوند شفای پیامبر را طلب می کردند. تا اینکه نبی مکرم اسلام در اواسط روز 28 ماه صفر سال 11 هجری قمری چشم از جهان فرو بست و بسوی خالق بی همتا عروج نمود.و جهانی را در غمی جانگداز فرو برد و ارتباط وحی خداوند با زمین برای همیشه قطع گردید چرا که خداوند در قرآن کریم می فرمایند:تو خاتم پیامبران هستی! در حالی که علی (علیه اسلام) مشغول کفن و غسل و دفن پیامبر بودند. عده ای به خیال خود در سقیفه بنی ساعده مشغول انتخاب جانشین برای پیامبر بودند.و درست از همین نکته است که انحراف و فتنه ای را که پیامبر به مردم گوشزد کرده بودند شروع شد.در روایت آمده چهل سال بعد از وفات پیامبر اسلام(صلی الله علیه و آله و سلم)،امام حسن مجتبی (علیه السلام)در 28 ماه صفر سال 51 هجری قمری به دست همسر خود جعده (ملعونه)مسموم و به شهادت رسیدند که امام حسین (علیه السلام) تصمیم گرفتند بدن مبارک ایشان را در کنار جد بزرگوارش رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم)دفن نمایند که حاکم وقت مدینه اجازه این کار را ندادند و دستور داد تا به جنازه مبارک ایشان تیر پرتاب کردند که امام حسین(علیه السلام) برای جلوگیری از جنگ جنازه مبارک برادرش امام حسن مجتبی (علیه السلام) را در بقیع دفن نمودند. این روز غم انگیز را به محضر حضرت ولی عصر (عجل الله تعالی فرجه) و همه مسلمانان جهان و مقام معظم رهبری و همه مراجع بزرگوار تقلید تسلیت و تعزیت عرض می نمایم.
آجرک الله یا بقیت الله فی مصیبت نبی الله و سبطه
ماه صفر ماه غم و اندوه است. اربعین امام حسین (علیه السلام) و یا ران با وفایش که دیروز بود و رحلت نبی مکرم اسلام(صلی الله علیه و آله) و سبط اکبرش حضرت امام حسن(علیه السلام) در روز 28 صفر که از جانگداز ترین روزهای تاریخ اسلام است که مسلمانان در آن روز پیامبر رحمت را از دست دادند و در همان روز عده ای که که فقط به خاطر منافع دنیوی مسلمان شده بودند به جای اینکه به کفن ودفن بدن مبارک حضرت رسول اکرم(صلی الله علیه و آله) بپردازند در سقیفه بنی ساعده جمع شدند تا به خیال خود رای پیامبر خلیفه انتخاب کنند و این درحالی بود که پیامبر تنها 70 روز قبل در روز غدیر خم امیرالمومنین علی (علیه السلام) را به جانشینی خویش برگزیده بودند. و این فاجعه یعنی غصب خلافت رسول خدا(صلی الله علیه و آله) خود اگر مصیبتی بالاتر از مصیبت رحلت پیامبر نباشد کمتر نیست چرا که همه فجایع دیگر در اسلام از همین غصب خلافت نشأت گرفته است.شهادت همه امامان و شهادت حضرت فاطمه زهرا(علیها سلام)همه از این روز غم انگیز برای اهل بیت پیامبر شروع شد.و بالاخره در آخرین روزماه صفر شهادت هشتمین امام تابناک آسمان امامت حضرت امام رضا(علیه السلام)است.مامومن خلیفه ملعون عباسی به بهانه های واهی امام را از مدینه به طوس آورد و عبد از آنکه امام را مجبور به قبول ولیعهدی خود کرد بعد از یکسال امام را با زهر مسموم وبه شهادت رساند .
السلام علیکم یا اهل بیت النبوة



توصیه به خواندن زیارت آل یاسین
امام زمان (ع) در توقیع شریفی می فرماید: «هرگاه خواستید به وسیله ی ما به خداوند بلند مرتبه توجه کنید و به سوی ما روی آورید، همانگونه که خداوند متعال فرموده است بگوئید: ... سلامٌ علی آل یاسین.... .»
توصیه به خواندن دعای ندبه
یکی از بازرگانان اصفهانی که مورد اعتماد گروهی از دانشمندان بود، در عالم رؤیا به محضر امام زمان (ع) مشرف می شود و از ایشان می پرسد: «فرج شما کی خواهد رسید؟» می فرمایند: «نزدیک است، به شیعیان ما بگوئید دعای ندبه را روزهای جمعه بخوانند.»
توصیه به خواندن دعای فرج
مرحوم شیخ طبرسی (ره) در کتاب «کنوز النجاح» نقل می کند: ابوالحسن محمد بن احمد بن ابی اللیث از ترس کشته شدن به قبر امام کاظم (ع) و امام جواد (ع) پناه آورد. در عالم رؤیا امام زمان (ع) را زیارت کرد. آن حضرت این دعا (دعای فرج) را به او تعلیم دادند و او به برکت خواندن آن، از کشته شدن نجات یافت.
توصیه به خواندن صحیفه سجادیه
مرحوم مجلسی (ره) در کتاب «روضه المتقین» در شرح «من لا یحضره الفقیه» می گوید که در اوایل بلوغ در مسجد قدیم اصفهان میان خواب و بیداری حضرت صاحب الزمان (ع) را دیدم، گفتم: «مولای من! چون نمی توانم همیشه خدمت شما شرفیاب شوم کتابی به من عنایت کنید که همیشه به آن عمل کنم.» آن حضرت به واسطه شخصی نسخه ای از کتاب صحیفه سجادیه را به ایشان می دهند و بعد از مدتی به برکت وجود امام زمان (ع)، کتاب شریف صحیفه سجادیه اشتهار می یابد.
توصیه به خواندن نماز شب، زیارت جامعه، زیارت عاشورا
در تشرف مرحوم سید احمد بن سید هاشم بن سید حسن موسوی رشتی (ره) که از مسافرت حج از قافله جدا می شود و راه را گم می کند، به او می فرمایند: «نافله (نماز شب) را بخوان تا راه را پیدا کنی.» او نماز شب را می خواند بعد به او می فرمایند: «زیارت جامعه را بخوان.» ایشان زیارت جامعه را از حفظ می خوانند. بعد می فرمایند: «زیارت عاشورا را بخوان.» او زیارت عاشورا را نیز از حفظ می خواند با تمام لعن و سلام و دعای علقمه، آنگاه او را سوار بر مرکب می کند و می فرماید: «چرا شما نافله نمی خوانید؟ نافله. نافله. نافله» و باز می فرماید: «چرا شما عاشورا نمی خوانید؟ عاشورا. عاشورا. عاشورا.» بعد می فرماید: «چرا شما زیارت جامعه نمی خوانید؟ جامعه. جامعه. جامعه.» سپس می فرماید: «اینها دوستان شما هستند که در کنار نهر آبی فرود آمده اند تا برای نماز صبح وضو بگیرند.»
توصیه به خواندن زیارت امین الله
در تشرف مرحوم حاج علی بغدادی به محضر امام زمان (ع)، او می گوید: همراه با امام زمان (ع) داخل حرم مطهر امام کاظم (ع) و امام جواد (ع) شدیم و به ضریح مقدس چسبیدیم و بوسیدیم. بعد به من فرمود: «زیارت بخوان.» گفتم: «سواد ندارم.» فرمود: «برایت زیارت بخوانم؟» عرض کردم: «آری» فرمود: «کدام زیارت را می خواهی؟» گفتم: «هر زیارت که افضل است.» فرمود: «زیارت امین الله افضل است.» آنگاه مشغول به خواندن زیارت امین الله شدند.
دعا برای فرج امام زمان (عج)
آقا میرزا محمدباقر اصفهانی (ره) می گوید که شبی در خواب گویا مولایم، حضرت امام حسن مجتبی (ع) را دیدم که به من فرمودند: «روی منبرها به مردم بگویید که توبه کنند و برای فرج حضرت حجت (عج) دعا نمایید و بدانید این دعا مثل نماز میت واجب کفایی نیست بلکه مانند نمازهای یومیه بر تمام مکلفین واجب است.»
در تشرف مرحوم آیت الله حاج سید محمد فرزند آیت الله سید جمال الدین گلپایگانی، امام زمان (ع) فرمودند: «از علایم ظهور، فقط علامات حتمی مانده است و چه بسا آنها نیز در مدتی کوتاه به وقوع بپیوندند شما برای فرج من دعا کنید.»
جهان در تپش آمدنت به لرزه درآمده است.
بادها پراکنده در هر سو، ستمبارههای خویش را بر دوش میکشند.
اهل زمین، ثانیه شمارها را مرتب نگاه میکنند.
یک منجی، فقط یک منجی است که میتواند آنها را از درد و رنج و غم خلاصی بخشد.
درختان گیسوان پریشان خویش را فصل به فصل به دست زمان میسپارند تا زردی و سرمای زندگی را به ساعت سرسبزی جوانههایشان برساند.
دلها در غربت خاک، غریبه و تنها جان میدهند.
ماهیان قلبها خشکسالی محبت و مهربانی را تاب نمیآورند.
چشمها چشمههای خشکی شدهاند که کمتر به اشک شوق میاندیشند که گریههای فراق، آنان را امان نمیدهد.
تشنگی بر اعماق و ریشه این دیار نفوذ کرده و تندیسها تاب ایستادن را بیش از این ندارند.
کشتیهای عدالت و انصاف در هیاهوی بیامواج صدایشان به گِل نشستهاند و ناخدایان خدانشناس، هنوز در ادعای حقطلبی خویشند.
هر روز که عرش از صدای ضجه ستمدیدگان به لرزه درمیآید، زمین، چهار ستونش فرو میریزد.
لرزش بر اندام آدمیان افتاده.
قدمهایشان سست شده، ایستادهاند؛ اما غبارهایی را میمانند در هوا.
هستند؛ ولی گویی کسی جز خودشان نیست!
نیستند؛ ولی چنان در خویش حل شدند که گویی هستی، جز آنها نیست.
خندانند؛ ولی در اعماق روح خویش چیزی ندارند جز اشک و عذاب.
گریانند؛ ولی نمیدانند بهانه این همه سختی و اشک چیست؟!
فضا، زمین، زمان، آسمان، دریا، انسان و هر آنچه در هستی است، در خلاءی عظیم غوطهور است. همه چیز در حال غرق شدن است. همه چیز در حال از بین رفتن است.
همه چشم به نجات دهندهای دوختهاند که دستهای رها و خالی را بگیرد و از این فضای در حال سقوط نجات بخشد.
سخت است؛ سخت است هر روز چشم بگشایی و خورشید را ببینی که طلوع کرده، بیآنکه خبری از آمدن تو آورده باشد.
سخت است هر روز به سرخی غروب بکشانی و در تیرگی شب فرو روی، بیآنکه به آرامشش دستیابی.
سخت است تا آخر هفته روز شماری کنی و روز هفتم بلند شوی و باز هم هیچ کس را در آن سوی جاده نبینی.
سخت است پنجره را باز کنی و به دور دستها خیره شوی و هیچ چیز جز چشمهای منتظر کاجها نبینی.
جادههای کشیده شده تا آن طرف انتظار. چشمهای خیره شده به روبهرو ....
پنجرههای گشوده شده، فریادرسی را میخواهد که خواب ستم و بیعدالتی را بر آشوبد.
سواری را میخواهد که منتظرانش او را از پشت شیشههای به شوق آمده، ببینند.
جهان تو را میخواهد.
ستمگران و حکامجور و پیروان باطل، وقتى با یک فکر و ایمان و گرایش معنوىنتوانند مبارزه و مقابله کنند، به مظاهر و نمودها و سمبلهاى آن تفکر و باور حمله مىکنند.
در ماجراى کربلاىحسین علیهالسلام و عشق به سیدالشهدا نیز چنین بود.
شورشهادت طلبى را که در سایه محبت به اهلبیت و عشق به امام حسین علیه السلام پیدا مىشد و در تجمع بر قبر آن حضرت و عزادارى بر سر خاک آن سالار شهیدان تجلى مىکرد، مىخواستند با محدود کردن مردم و فشارها و تضییقات و تخریب قبر مطهر و ممنوع ساختن زیارت،از بین ببرند و این شعله را خاموش سازند.غافل بودند که آن جلوگیریها از زیارت و آن تخریبها و اهانتها نسبت به مزار شریف امام،آن شوق را مشتعلتر مىکند.ایجاد فراق وجدایى،محبت و اشتیاق را مىافزاید.
شیخ طوسى در( امالى )نقل کرده است:
یحیىبن مغیره مىگوید:نزد( جریر بن عبدالحمید )بودم.مردى از اهل عراق آمد جریر از اوضاع مردم در عراق سوال کرد.گفت:هارون الرشید را در حالى پشت سر گذاشتم که قبر حسین علیه السلام را خراب کرده و دستور داده بود که درخت سدرى را که آنجا بود به عنوان نشانه قبر براى زوار، و سایهبانى براى آنان قطع کنند.
جریر دستهایشرا بلند کرد و گفت :الله اکبر!در این باره خبرى از پیامبر به ما رسیده بود که آن حضرت، سه بار قطع کننده درخت سدر رالعنت کرده بود.ما تاکنون متوجه معناى این حدیث نبودیم.اینک علت نفرین و لعن کردن آن حضرت را مىفهمیم زیرا هدف از بریدن درخت سدر، دگرگون ساخت شهادتگاه و محل دفن حسین علیهالسلام است، تا مردم جاى قبر او را ندانند و پیرامون آن توقف نکنند.(۱۷) اوج این سختگیریها نسبت به زائران و تخریب و اهانت نسبت به قبر حسین علیه السلام در زمان خلیفه سفاک، متوکل عباسى بود.متوکل، پاسگاهى را براى سپاهخود در نزدیکى کربلا قرار داده و به افراد خود فرمان اکید داده بود که: هر کس را یافتید که قصد زیارت حسین را داشت، او را بکشید.(۱۸) این دستور قتل نسبت به زائران حسین علیه السلام اوج خباثت و کینه توزىمتوکل را مىرساند به امر متوکل هفده مرتبه قبر حسین علیه السلام را خراب کردند.(۱۹) و بعد از متوکل هم خلفاى دیگر عباسى مانند ( مسترشد) و ( راشد)نسبت به قبر و زیارت و زائرین، سختگیریهایى داشتند.ایننمونه نیز شنیدنى است و خواندنى!
متوکل،( ابرهیمدیزج )را که یک یهودى است، به عنوان ماموریت تغییر و تبدیل قبرحسین علیه السلام به کربلا اعزام مىکند.به همراه او نامهاى هم بهقاضى( جعفر بن محمد بن عمار )مىنویسد.در این پیام کتبى، به او خبر مىدهدکه:ابراهیم دیزج را براى نبش قبر حسین فرستادهام.وقتى نامه مرا خواندى، مراقبت کن که آیا دیزج،دستور مرا اجرا کرد یا نه؟
دیزج مىگوید:جعفربن محمد عمار مرا از مضمون نامه مطلع ساخت سپس،من طبق دستور او براى انجام ماموریت رفتم و چنان کردم.وقتى بر گشتم،پرسید:چه کردى؟گفتم:آنچه را دستور دادى انجام دادم ولى چیزىندیدم و نیافتم.گفت:مگر عمیق نکندى؟گفتم:چرا!ولى در عین حال، در قبر چیزى نیافتم.آن قاضى صورت جلسه را به متوکل گزارش مىدهد و اضافه مىکند که:به ابراهیم دیزج دستور دادم که آن محل را آب ببندد و با گاو،زمینش را شخم کند.
ابراهیم دیزج،بعداقضیه را براى شخصى به نام( ابو على عمارى ) که از واقعیت جریان را مىپرسد،چنین تعریف مىکند:من با غلامان مخصوص خودم به سراغ قبر رفتم.قبر را که که کندم،به حصیرى بر خوردم که بدن حسینبن على علیه السلام در آن بود و از آن بوى مشک مىآمد،آن بوریا و حصیرو بدن حسین بن على را به همان حال گذاشتم و به غلامان گفتم که خاک بر آن بریزند و آب بر آن ریختم و دستور دادم به با گاو،آن زمین را شخم بزنند ولى گاو،وقتى به آن محل مىرسید،قدم پیش نمىگذاشت و از همانجا بر مىگشت.من غلامانم را با سوگندهاى سخت و به خدا قسمشان دادم که اگر این صحنه را به احدى نقل کنند آنها را خواهم کشت!(۲۱) شیعیان،طبق توصیه امامان،زیارت حسین بن على علیه السلام را مورد توجه خاص قرار مىدادند و در این راه،از همه خوفها و خطرها استقبال مىکردند و پیوند خویش را با سالار شهیدان قطع نمىکردند،هر چند به محرومیتها گرفتار مىشدند و یا حتى به شهادت مىرسیدند.
( بهاى وصلتو،گرجان بود،خریدارم ).(۲۲) در زمان هارون الرشید،زیارت حسینعلیه السلام چنان رایج بود و چنان استقبالى از سوى شیعه و سنى، زن و مرد،دور و نزدیک،نسبت به زیارت حسین علیه السلام بود که حرم آن حضرت از جمعیت موج مىزد و ازدحام عجیبى مىشد.چندانکه این امر، باعث ترس( هارون الرشید )شد.ترس او از این جهت بود که مبادا مردم در اثر ایناجتماع و ازدحام و زیارت،به اولاد امیر المومنین رغبت و علاقه نشان دهند و دور آنها را بگیرند و بدین وسیله حکومت و خلافت،از عباسیان به علویانمنتقل شود.از این جهت،هارون الرشید به والى کوفه-موسى بن عیسى-فرانىفرستاد.والى کوفه طبق نامه هارون،قبر حسین علیه السلام را خراب کرد و اطراف آن را عمارتها ساخت و زمینهایش را به زیر کشت و زراعت برد...(۲۳)ولى علاقه مردم هرگز بریده نشد.شیعه،آن خط و نشان را نه فراموش نمود و نه گم کرد و در راستاى آن صراط مستقیم، باهمه فراز و نشیبهاى روزگار خلفا و امرا،حرکت خویش را استمرار بخشید، بعد از هارون الرشید،خلفاى بعدى در دورهاى خاص، چندان سختگیرى نمىکردند و مزاحمتى نداشتند تا اینکه عصر متوکل فرا رسید این دوره،اوج خصومت رژیم حاکم با علویان و نسبت به زائران قبر آن شهید مظلوم بود.
( ...در طول سالهاى ۲۳۶-۲۴۷ هجرى،قبر شریف آن حضرت.
مورد تعرضو دشمنى متوکل عباسى قرار گرفت.او به توسط گروهى از لشکریانش قبر را احاطه کرد تا زائران به آن دستریس نداشته باشند و به تخریب قبر و کشت و کار در زمین آنجا دستور داد...و در مرزها کسانى را گماشت که در کمین زائران حسین علیه السلام و راهنمایان زوار به محل قبرش مىنشستند...).(۲۴) مرحوم شیخ عباس قمى در بیان حوادث آن سالها،مىنویسد:
( و هماز جمله کارهاى متوکل در ایام خلافت خود،آن بود که مردم را منعکرد از زیارت قبر حسین علیه السلام و قبر امیر المومنین علیه السلام و همت خود را بر آن گماشت که نور خدا را خاموشى کند و آثار قبر مطهر امام حسین را بر طرف کند و زمین آن را شخم و شیار نماید و دیدهبانهادر طرق و راههاى کربلا قرار داد که هر که را یابند که به زیارت آن حضرت آمده است او را عقوبت کنند و به قتل برسانند...).(۲۵) خلفاى جور، نمىتوانستند ببینند که در پیش چشمشان و در کنار قدرت و سلطهشان، شیعیان که خلافت آنان را به رسمیت نمىشناختند و چه بسا معارضهو مقابله با آن مىکردند، کانون الهام بخشى براى مبارزات خویش پیدا کنند و از قبر حسین، بعنوان یک پایگاه و سنگر استفاده کنند.
به متوکل خبردادند که مردم در سر زمین ( نینوا )براى زیارت قبر حسین علیهالسلامجمع مىشوند و از این رهگذر، جمعیت انبوهى پدید مىآید و کانون خطرى تشکیل مىشود.
متوکل به یکى از فرماندهان ارتش خود، در معیت تعدادى ازلشکریان ماموریت داد تا مرقد مطهر را بشکافد و مردم را متفرق ساخته از تجمع بر سر قبر آن حضرت و زیارت قبر او ممانعت کند.او هم طبق دستور،مردم را از پیرامون قبر پراکنده ساخت.این کار در سال ۲۳۷ هجرى اتفاق افتاد، ولى مردم،در موسم زیارت،باز هم تجمع نمودهو علیه او شورش کردند و حتى از کشته شدن هم باکى نداشتند.در مقابل ماموران خلیفه، گفتند:اگر تا آخرین نفر کشته شویم دست از زیارت بر نمىداریم، باز همبازماندگان ما و نسل بعد از ما به زیارت خواهند آمد.این ماجرا وقتى توسط آن مامور به متوکل خبر داده شد، متوکل(براى پوشاندن افتضاح خود و ناتوانى حکومتش ازمقابله با شور مذهبى مردم) به آن فرمانده نوشت که دست از مردم بر دارد و به کوفهباز گردد و چنین و انمود کند که مسافرتش به کوفه، در رابطه با مصالح مردم کوفه وباز گشت مجدد به شهر بوده است.مقدارى آسان گرفتند و کارى نداشتند،تا اینکه در سال ۲۴۷ نیز، تجمع مردم زیاد شد، به نحوى که در آن محل، بازارى درست شد.
مجددابناى سختگیرى و جلوگیرى از زیارت گذاشتد.(۲۶) روز به روز بر تعداد زائران افزوده مىگشت.متوکل سردارى فرستاد و میان مردم اعلام کردند که ذمه خلیفه بیزار است از کسى که به زیارت کربلا رود، و باز هم آن منطقه را ویران کردند و آب بستند و شخم کردند و قبر را شکافتند...)(۲۷) در سال ۲۳۶ متوکل دستور داد که قبر حسین بن على و خانههاىاطراف آن و ساختمانهاى مجاور را ویران کردند و امر کرد که جاى قبر را شخم زدند و بذر افشاندند و آب بستند و از آمدن مردم به آنجا جلوگیرى کردند.(در اجراى اوامر متوکل)ماموران پلیس او در آنمنطقه ندا دادند که:بعد از سه روز،هر کس را در آنجا ببینیم، گرفته و به سیاهچال زندان مىفرستیم.مردم از روى هراس، پراکنده شدند و آن سرزمین شخم زده شد و اطرافش زراعت شد.(۲۸) در کتاب ( مقاتل الطالبیین) هم از سختگیریها و کشتنها و عقوبتى که نسبت به زائران قبر حسین علیه السلام انجام مىگرفت، مطالبى نقل شده است که انید مراجعه کنید.(۲۹) راستى قدرتمندان غاصبى که با درخشش خیره کننده شخصیت و مزار سیدالشهدا، حناى خود را رنگ باخته مىدیدند و هریت مسخ شده خویش را در معرض افشاچمىیافتند، چه مىاندیشیدند ؟! آیا مىپنداشتند که با سختگیرى بر عاشقان حسین علیه السلام،مىتوانند محبت او را از دلها بیرون کنند؟
آیا خیال مىکردندبا ویران کردن قبر ابا عبد الله الحسین علیه السلام راه او و خط سرخ او و مکتب سازنده و بیدارگر کربلایش را مىتوانند نابود سازند؟
آیا با تخریب قبر، مىتوان الهام معنوى و روحى را از تربت سیدالشهدا گرفت؟
آیا با حمله و هجوم بهمزارات معصومین، مىتوان عقیده و ایمان به آنان را ز مردم سلب کرد؟
تجربهو تاریخ نشان داده است که حکام ستمگر در این مورد،هرگز موفق نبودهاند.
روز جمعه روز عجیبی است در ابتدای صبح انسان شاد است و منتظر که شاید امروز دیگر آقا بیاید ولی وقتی روز به غروب نزدیک میشود دلتنگی دل انسان را فرا می گیرد. روز های جمعه یکی پس از دیگری می آیند و می روند. ولی ماه رخسار ولیّ محبوب خدا همچنان در پشت پرده غیبت مانده است و ما نیز همچنان در آرزوی دیدن آن رخ زیبا مانده ایم. در روایات است که حضرت بیشتر از مردم در انتظار ظهور خویش هستند ولی چون موقعیت فراهم نیست و هنوز آن آمادگی در مردم به وجود نیامده تا حجت الهی در جامعه حاضر شود و احکام الهی را در جامعه ساری و جاری نماید.همچنان غیبت ادامه دارد البته غیبت امام کلی نیست و طبق روایات مردم همچنان که از خورشید پشت ابر استفاده می کنند از وجود امام نیز استفاده می نمایند. در روایتی آمده که امامعصر(علیه السلام) خطاب به قبر امام حسین (علیه السلام) می فرمایند:ای جدم تا زمانی که ظهور فر رسد و بتوانم انتقام شما را بگیرم صبح و عصر برایتان گریه خواهم کرد.
ای پادشه خوبان داد از غم تنهایی
دل بی تو به جان آمد وقت است که باز آیی
ولادت با سعادت و سراسر نور وسرور پنجمین ستاره آسمان امامت و ولایت حضرت امام محمد باقر(علیه السلام) را به محضر حضرت ولی عصر (عجل الله تعالی فرجه) و همه مسلمانان و شیعیان تبریک و تهنیت عرض می نمایم.
امام باقر(علیه السلام)در سوم ماه صفر سال 57 هجری قمری بدنیا آمدند. پدر ایشان امام سجاد(علیه السلام) و مادرشان فاطمه دختر امام حسن مجتبی(علیه السلام) هستند که ایشان از هر دو طرف مادر و پدر نسبشان به امیر المومنین و حضرت زهرا (سلامالله علیهما)می رسد.ایشان سه ساله بودند که در حادثه کربلا حضور داشتند و یکی از اسرای کربلا نیز بودند.ایشان در سن 38 سالگی بعد از شهادت پدر بزرگوارشان امام سجاد(علیه السلام) به امامت رسیدند و 19 سال امامت و رهبری شیعیان را عهده دار بودند که در سن 57 سالگی در سال 114 هجری قمری به شهادت رسیدند.
قال الباقرعلیه السّلام:
بهره وری ازعلم عالم
«عالِمٌ یُنْتَفَعُ بِعِلْمِهِ اَفْضَلُ مِنْ سَبْعینَ اَلْفَ عابِدٍ» یـعـنـى عـالمـى كـه مـردم بـه عـلم او مـنـتـفـع شـونـد افضل است از هفتاد هزار عابد.


مقام معظم رهبری درباره حماسه بزرگ ملت ایران در 9 دی 88 فرمودند:«حضور مردم و ایمان دینی دو عنصر برجسته حماسه نهم دی 88 بود.»
2 سال پیش در همین روز یعنی ششم دیماه سال 88 عده ای از خدا بی خبر و منافق که به بهانه تقلب در انتخابات ماهها بود کشور را به اغتشاش کشیده بودند در روز عاشورا به خیابان ها آمدند و به عزاداران حسینی و به هیئت ها و پرچم های عزای حضرت اباعبدالله الحسین (علیه السلام) حمله کردند و پرچم های هیئت ها را به آتش کشیدند و به مانند لشکریان یزید در روز عاشورا سوت و کف زدند و هورا کشیدند و بر علیه اصل ولایت فقیه شعار دادند. مردم همیشه بصیر ایران نیز در روز نهم دی ماه یعنی فقط سه روز بعد از آن ماجرا به خیابان ها ریختند و با اعلام حمایت همه جانبه از ولایت فقیه و اصل نظام جمهوری اسلامی حرکات همه دشمنان داخلی و خارجی و منافقین در روز عاشورا را محکوم کردند و با بصیرت فوق العاده خود نشان دادند که دشمنان نمی توانند با شعار تقلب در انتخابات به بر اندازی نظام جمهوری اسلامی فکر کنند و نشان داند که مردم ایران مردم کوفه نیستند که بصیرت نداشته باشند تا دشمن دین و ایمان و ولایت را به راحتی یک آب خوردن از آن ها بگیرد. مردم با شعارهای «ما اهل کوفه نیستیم علی تنها بماند و خونی که در رگ ماست هدیه به رهبر ماست» بصیرت و دشمن شناسی خود را به همه جهان و بخصوص دشمنان این کشور و معاندین ولایت فقیه نشان دادند. مردم ایران با پیروی از مکتب سرخ عاشورا و امام حسین (علیه السلام) ان شاء الله پرچم این نظام را به حضرت ولی عصر(عجل الله تعالی فرجه) تحویل خواهند داد.



امروز ماه محرم تموم شد و از فردا ماه صفر آغاز میشه ماه صفر هم ماه غم آلودیه برای اهل بیت، اربعین حسینی، رحلت نبی مکرم اسلام ،شهادت امام حسن مجتبی و بالاخره شهادت امام رضا(علیهم السلام) این ماه رو هم به ماه غم تبدیل کرده امیدورام در این ماه هم بتونیم از منتظران واقعی منجی آخرالزمان باشیم. در این ماه هر روز صدقه دادن برای خودمان وبرای سلامتی آقا امام زمان(عجل الله تعالی فرجه) توصیه شده است.
حضرت آیت الله ناصر مکارم شیرازی از مراجع تقلید، در نهمین روز از ماه مبارک رمضان در جلسه تفسیر قرآن کریم که در شبستان امام خمینی(ره) حرم کریمه اهل بیت(ع) برگزار شد، با اشاره به ویژگی ها و امتیازات حضرت نوح نبی(ع) تصریح کرد: در تاریخ انبیای الهی درس های زیادی وجود دارد که نسل امروز باید از آن عبرت بگیرد.
استاد برجسته حوزه علمیه قم تاکید کرد:یکی از درس های داستان حضرت نوح(ع)، تبیین رحمانیت و مهربانی خداوند تبارک و تعالی است، خداوند به افراد گمراه فرصت می دهد که به راه راست برگردند و هدایت شوند.
وی استقامت و صبوری را از دیگر درس های تاریخ حضرت نوح(ع) دانست و بیان داشت:جوانان باید بدانند اگر می خواهند به جایی برسند باید زحمت بکشند چرا که بدون سعی و تلاش انسان به جایی نمی رسد.
این مرجع تقلید با اشاره به طول عمر حضرت نوح(ع) بیان کرد: این پیامبر اولوالعزم بیش از یک هزار و ۲۰۰ سال عمر کردند، این مساله را قرآن کریم به صراحت بیان کرده است.
وی با بیان اینکه آموزه های قرآنی شامل دو بخش مستقیم و غیر مستقیم است،به شبهاتی که درباره طول عمر حضرت نوح و امام زمان مطرح می شود، پاسخ داد و گفت: دشمنان ما به ما ایراد می گیرند که چگونه ممکن است امام جواد در کودکی به امامت برسد و آن همه سؤالات فقهی را جواب دهد.
این مرجع تقلید تاکید کرد: دشمنان اهل بیت(ع) می گویند اینها قبول نیست و امکان ندارد که ما در جواب به آنها می گوییم در قرآن کریم تدبر و تامل کنید آن گاه خواهید فهمید که این مسائل امکان دارد.
این استاد برجسته حوزه علمیه قم بیان داشت:بسیاری از آموزه های قرآن وجود دارد که به صورت مستقیم مطلبی را بیان می کند، اما به صورت غیر مستقیم پاسخ هایی برای افراد بهانه جو است.
وی اضافه کرد: در مورد طول عمر امام زمان عج الله تعالی فرجه الشریف نیز بهانه جویان و به ویژه وهابیون شبهات و سؤالاتی را مطرح می کنند که ما در اینجا هم از نظر علمی و هم به لحاظ قرآنی به شبهات آنان پاسخ می دهیم.
این مفسر قرآن کریم تصریح کرد:ما از دانشمندان سؤال می کنیم که آیا درست است که حد اعلای عمر بشر ۱۲۰ سال است، آنها در جواب می گویند نه درست نیست، بلکه این مساله تابع شرایط است و تحقیقات نشان می دهد که عمر انسان تا دهها برابر قابل افزایش است.
حضرت آیت الله مکارم شیرازی افزود:دانشمندان درباره بعضی از گیاهان نیز تجربه کرده اند که ده ها برابر عمر طبیعی امکان افزایش دارد، درباره برخی از جانداران نیز این مساله آزمایش و تجربه شده است.
پاسخ های قرآنی در رد نظریه عدم امکان طول عمر انسان
وی با بیان اینکه طول عمر، حسابی از نظر علوم طبیعی ندارد،خاطر نشان کرد:از نظر قرآنی نیز سه آیه آمده و جواب دندان شکنی به بهانه جویان حسود و وهابی های کم مطالعه می دهد.
حضرت آیت الله مکارم شیرازی تاکید کرد:آیه نخست آیه ای است که درباره اصحاب کهف نازل شده است و تاکید می کند که اصحاب کهف ۳۰۹ سال در خواب بودند بدون اینکه آب و غذایی بخورند.
مفسر برجسته قرآن کریم ابراز داشت:در این آیه شریفه آموزه مستقیم قرآن مساله معاد است،اما به صورت غیر مستقیم جواب دندان شکنی است به کسانی که می گویند امکان ندارد انسان بیش از ۱۲۰ سال عمر کند.
وی تصریح کرد:آیه دیگر آیه ای است که مربوط به حضرت نوح است،این آیه مستقیما زحمات نوح را نشان می دهد، اما به صورت غیر مستقیم جوابی برای بهانه جویان است که ایشان عمر طولانی داشت و صدها سال مشغول هدایت مردم بود.
حضرت آیت الله مکارم شیرازی خطاب به بهانه جویان تاکید کرد:از هر نظر که بخواهید بحث کنید ما به شما ثابت می کنیم که امکان عمر طولانی انسان هم از نظر علوم تجربی و طبیعی و هم از نظر قرآنی وجود دارد.
آیت الله مکارم شیرازی افزود: از همه اینها مهم تر داستان حضرت مسیح(ع) است،قرآن کریم در آیه ۱۵۷ و ۱۵۸ سوره نساء به این مساله اشاره می کند.
حضرت آیت الله ناصر مکارم شیرازی بیان داشت:در حال حاضر بیش از دو هزار سال از تولد مسیح می گذرد،افزون بر این انجیل های امروز از این بالاتر می گویند و معتقدند مسیح کشته و دفن شد و سه روز در قبر بود بعد خدا او را زنده کرد و به آسمان برد، در حالی که ما این گونه اعتقادی نداریم.
عقاید شیعه مستدل و با پشتوانه عقل و منطق است
وی افزود:حقیقت مطلب این است که عقاید شیعه همه مستدل است و پشتوانه عقلی، منطقی و روایی و آیات قرآن کریم را با خود دارد و ما افتخار می کنیم هر سؤالی درباره این مسائل بشود جواب آن را با استناد به عقل و نقل و کتاب سنت در اختیارشان می گذاریم اما مخالفان ما به دنبال بهانه جویی هستند.
این مرجع تقلید ابراز داشت:دویست سال است که وهابیون اختراع شده اند که بر اثر تعلیمات مذهبی شان و اقدامات افراطی خون های بی گناهی ریخته شده است، الان هم افراد اینها مصمم شده اند که با بهره گیری از هر امکانی بر ضد شیعه و مذهب اهل بیت(ع) سمپاشی و تبلیغ کنند.
حضرت آیت الله مکارم شیرازی علت سمپاشی وهابی ها علیه مکتب اهل بیت را حسادت به پیشرفت های شیعه دانست و تاکید کرد:امروز شیعه در دنیا پیشرفت کرده،حکومت اسلامی در منطقه یک حکومت قوی است و شیعه در کشورهای مختلف از جمله عراق و لبنان و دیگر کشورها در حال پیشرفت است از این رو آنها حسادت کرده و دست به تبلیغات سوء می زنند.
خاطره آیت الله مکارم از مناظره با علمای وهابی
این مرجع تقلید با اشاره به خاطره ای از مناظره خود با وهابیون ابراز داشت:در مدینه چند نفر از اینها سراغ ما آمدند و گفتند می خواهیم با شما بحثی داشته باشیم.بعد از اینکه قرار گذاشتیم آنها آمدند و ضبط صوت گذاشتند ما دوازه مساله مهم را مطرح کردیم و به سؤالات آنان پاسخ دادیم که یک کلمه هم در جواب نتوانستند بگویند، اما بعد در میان خودشان گفتند ما با فلانی بحث و او را مغلوب کردیم.
وی با محکوم کردن اقدامات افراطی وهابیون که موجب بدنامی اسلامی شده است،خطاب به آنان تاکید کرد:بیایید دست از این کارها بردارید، برادر وار کنار هم بنشینیم و درباره آینده اسلام بحث کنیم و به فکر دشمنانی باشیم که می خواهند ریشه قرآن را بزنند.
حضرت آیت الله مکارم شیرازی در پایان ابراز داشت:امیدواریم همه سر عقل بیایند و به وظایف خود توجه کنند و به اعتلای دین اسلام توجه داشته باشند.
امروز سالروز شهادت حضرت امام سجاد (علیه السلام) بود که متاسفانه یادم رفتم که متن تسلیت بنویسم.ولی خب ماهی رو هر وقت از آب بگیری تازه ست. شهادت سفیر و پرچم دار نهضت کربلا را به محضر حضرت ولی عصر(عجل الله تعالی فرجه) و همه مسلمانان و شیعیان جهان تسلیت می گویم. حالا هم به جبران فراموشی متن یکی از دعاهای صیحفه سجادیه رو در این مطلب قرار می دهم:
|
و كان مِن دعائهِ علیهالسلام فى یوم الفِطر اِذَا انْصَرَفَ مِنْ صَلوتِهِ قامَ قآئِماً ثُمَّ اسْتَقْبَلَ القبلةَ و فى یومِالجُمُعةِ فقالَ: «دعاى آن حضرت در روز عید فطر و جمعه » یامَنْ یَرْحَمُ مَنْ لا یَرْحَمُهُالْعِبادُ، وَ یامَنْ یَقْبَلُ مَنْ لاتَقْبَلُهُ اى آن كه رحم مىكنى بر آن كه بندگان بر او رحم نمىكنند، و اى كسى كه مىپذیرى كسى را كه شهرها الْبِلادُ، وَ یامَنْ لایَحْتَقِرُ اَهْلَالْحاجَةِ اِلَیْهِ،وَ یامَنْ لا یُخَیِّبُ نمىپذیرندش، و اى كسى كه اهل حاجتمندان خود را خوار نمىكنى، و اى كسى كه اصراركنندگان را الْمُلِحّینَ عَلَیْهِ، وَ یامَنْ لا یَجْبَهُ بِالرَّدِّ اَهْلَ الدّالَّةِ عَلَیْهِ، وَ یا ناامید نمىنمایى، و اى كسىكه دست ردّ بر سینه توقعداران نمىزنى، و اى كسىكه مَنْ یَجْتَبى صَغیرَ ما یُتَحْفُ بِهِ، وَیَشْكُرُ یَسیرَ ما یُعْمَلُ لَه، وَ یا پیشكش بىمقدار را مىپذیرى، و كمترین كارى را كه برایت كنند سپاس مىنهى، - و اى مَنْ یَشْكُرُ عَلَىالْقَلیلِ، وَ یُجازى بِالْجَلیلِ، وَ یا مَنْ یَدْنُو اِلى كسى كه عمل اندك را قدر مىنهى، و مزد بزرگ بر آن مىپردازى، و اى كه هر كس به تو نزدیك گردد بهاو مَنْ دَنا مِنْهُ، وَ یا مَنْ یَدْعُو اِلى نَفْسِهِ مَنْ اَدْبَرَ عَنْهُ، وَ یا مَنْ نزدیك مىشوى، و اى كسىكه هر كه را از تو روى گرداند به حضرتت فرا مىخوانى، و اى كسى كه لایُغَیِّرُ النِّعْمَةَ، وَ لا یُبادِرُ بِالنَّقِمَةِ، وَ یامَنْ یُثْمِرُ الْحَسَنَةَ حَتّى نعمت خودرا تغییر نمىدهى، و به انتقام شتاب نمىورزى، و اى كسى كه نهال خوبى را |
یُنْمِیَها، وَ یَتَجاوَزُ عَن السَّیِّئَةِ حَتّى یُعَفِّیَهَا، اِنْصَرَفَتِ
بهبار مىآورى تابیفزایى، و از بدى درمىگذرى تا آن را ناپدید نمایى، آرزوها الْامالُ دُونَ مَدى كَرَمِكَ بِالْحاجاتِ، وَ امْتَلَأتْ بِفَیْضِ پیش از رسیدن به نهایت كرمت با حاجات روا شده بازگشتند، و ظرفهاى طلب به فیض جُودِكَ اَوْعِیَةُ الطَّلِباتِ، وَ تَفَسَّخَتْ دوُنَ بُلُوغِ نَعْتِكَ بخششت لبریز شدند، و اوصاف به كنه وصف تو نرسیده الصِّفاتُ، فَلَكَ الْعُلُوُّ الْاَعْلى فَوْقَ كُلِّ - عالٍ، وَ الْجَلالُ از هم گسیختند، پس بدون شك برترىِ برتر از هر برترى مخصوص توست، و جلال الْاَمْجَدُ فَوْقَ كُلِّ جَلالٍ. كُلُّ جَلیلٍ عِنْدَكَ صَغیرٌ، وَ كُلُّ امجد بر هر جلالى ویژه توست. هر بزرگى در پیشگاهت كوچك است، و هر شَریفٍ فى جَنْبِ شَرَفِكَ حَقیرٌ، خابَ الْوافِدُونَ عَلى شریفى در جنب شرفت پست است، آنان كه بهغیر حضرتت روآوردهاند غَیْرِكَ، وَ خَسِرَ الْمُتَعَرِّضُونَ اِلاّ لَكَ، وَ ضاعَ الْمُلِمُّونَ نومید شدند، و آنان كه جز وجود تو خواستهاند به خسران نشستند، وآنان كه به درگاه غیر تو شدند اِلاّ بِكَ، وَ اَجْدَبَ الْمُنْتَجِعُونَ اِلاّ مَنِ انْتَجَعَ فَضْلَكَ، به تباهى رسیدند، و جز آنان كه فضل تو را طالب شدند تهیدست ماندند. بابُكَ مَفْتُوحٌ لِلرّاغِبینَ، وَ جُودُكَ مُباحٌ لِلسّآئِلینَ، وَ اِغاثَتُكَ درِ رحمتت براى تمام خواهندگان باز، و عطایت براى گدایان رایگان، و فریادرسیت ان شا الله که از رهروان حقیقی حضرت امام سجاد (علیه السلام) باشیم. |
شیخ صدوق از بزرگان بنى هاشم و دیگران روایت مى كند:
چون امام سجاد علیه السلام و اهل بیت بر یزید وارد شدند و سر امام حسین علیه السلام را آورده ، جلو یزید در تشتى گذاشتند، با چوبى كه در دست داشت ، شروع كرد به زدن بر دندانهاى آن حضرت و این اشعار را مى خواند: (لعبت هاشم بالملك ...)
"بنى هاشم با حكومت بازى كردند، نه خبرى آمده و نه وحیى نازل شه است .
كاش اجدادم كه در بدر شاهد بودند كه قوم خزرج از فرود آمدن تیغهاى تیز مى نالیدند، از خوشحالى چهره افروخته مى شدند و گفتند: اى یزید! دستانت شل مباد!
كیفر بدر را دادیم و بدرى دیگر آفریدیم و حساب ، برابر شد.
از خندف نیستم اگر از فرزندان احمد، انتقام كارهایشان را نگیرم !"
چون زینب آن صحنه را دید، گریبان چاك زد و با صدایى سوزناك صدا زد: " یا حسین ! اى حبیب پیامبر! اى فرزند مكه و منا! اى زاده فاطمه زهرا! اى پسر محمد مصطفى ! همه را گریاند."
یزید ساكت بود. سپس به پا ایستاد و نگاهى به مجلس افكند و شروع به خطابه كرد و در آغاز، كمالات پیامبر را اظهار كرد و اعلام نمود كه : ما به رضاى الهى صابریم ، نه از روى بیم و وحشت .
آنگاه چنین خطبه خواند:
حمد براى پروردگار جهانیان . درود بر جدم سرور انبیا. راست فرمود خداى سبحان كه : (سرانجام آنان كه بد كردند، آن شد كه آیات الهى را تكذیب كردند و به مسخره گرفتند. اى یزید! آیا همین كه زمین و آسمان را بر ما تنگ گرفتى و ما را همچون اسیران به زنجیر كشیدى و بر ما مسلط گشتى ، پنداشتى كه این مایه خوارى ما در پیشگاه خدا و كرامت و منت خداوند بر رتوست و تو را نزد خدا احترام و منزلتى است ؟ از این رو باد به دماغ افكندى و مغرورانه به ما نگاه انداختى و شادمانه و غافلانه بر مسند نشستى ، چون دیدى كه دنیا به كام تو و كارها برایت سامان یافته است و حكومتى را كه از آن ماست براى تو فراهم گشت ! آرامتر! این قدر جاهلانه متاز! آیا سخن خدا را فراموش كردى كه فرمود: (كافران مپندارند كه چون مهلتشان دادیم ، براى آنان نیك است ، بلكه تا بر گناهشان بیفزایند، و براى آنان عذابى خوار كننده است .
اى فرزند آزادشدگان ! آیا از عدالت است كه زنان و كنیزان خود را پشت پرده ها جا داده اى و دختران پیامبر را به اسیرى گرفته مى گردانى ، پرده هاى حرمتشان را دریده و چهره هاشان را آشكار ساخته اى و دشمنان ، آنان ر شهر به شهر مى گردانند و مردم بیابانى و كوهستانى به آنان مى نگرند و دور و نزدیك و غایب و حاضر و شریف و پست به چهره آنان چشم مى دوزند؛ نه از مردانشان سرپرستى دارند و نه از حامیانشان كسى هست . این همه از روى طغیان تو بر خدا و انكارت نسبت به پیامبر و دین خداست ، و از تو شگفت نیست . چگونه مى توان به مراقبت و دلسوزى كسى امید داشت كه دهانش ، جگر شهیدان را دندان زده و دور افكنده و گوشتش از خون سعادتمندان روییده و پیوسته در ستیز با سرور رسولان ، لشكر آراسته و به جنگ برخاسته و به روى رسول خدا صلى الله علیه و آله شمشیر كشیده است ؛ كسانى كه در انكار حق و پیامبر سر سخت تر و در دشمنى آشكارتر و نسبت به پروردگار، سر كشترند! اینها نتیجه كفر و كینه اى است كه از كشتگان بدر در دل داشته اند. پس در دشمنى با ما خاندان درنگ نمى كند كسى كه نگاهش به ما دشمنانه و كین توزانه است و كفر خود را به پیامبر آشكار مى سازد و بر زبان مى آورد و از روى خوشحالى نسبت به كشتن فرزندان پیامبر و اسیر كردن فرزندان او، گستاخانه و بى شرم ، پدران خود را صدا مى زند كه شادى كنند و به او دست مریزاد گویند! بر دندانهاى ابا عبدالله كه بوسه گاه پیامبر بود، چوب مى زند و شادى در چهره اش آشكار است . به جانم سوگند اى یزید! با ریختن خون سرور جوانان بهشت ، بر زخم دیرین نیشتر زدى و ریشه ما را بر آوردى و پدرانت را صدا زده با ریختن خون وى به نیاكان مشركت تقرب جستى و پدرانت را صدا زدى به گمان آنكه صدایت را مى شنوند و بزودى آرزو خواهى كرد كه كاش دستانت شل و قطع مى شد و مادرت تو را نمى زایید، وقتى كه ببینى به سوى خشم الهى مى روى و دشمنت رسول خدا صلى الله علیه و آله است .
خدایا! حق ما را بستان و انتقام ما را از ظالمان بر ما بگیر و خشم خود را بر آنان ببار كه خون ما را ریختند و آبروى ما را ریختند و حامیان را ما كشتند و حرمت ما را شكستند. اى یزید! كار خود را كردى ، ولى جز پوست خود را ندریدى و جز گوشت خود را نبریدى . بزودى با همین گناه كه از كشتن فرزندان پیامبر بر دوش دارى و حرمتشان را شكسته و خون عترتش را ریخته اى به حضور پیامبر خدا وارد خواهى شد؛ آنگاه كه خداوند همه را جمع مى كند و پراكندگى هاشان را سامان مى بخشد و از ظلم كنندگان به ایشان انتقام مى گیرد در حقشان را از دشمنانشان مى ستاند. پس با كشتن آنان شادمان مباش (و مپندار آنان كه در راه خدا كشته شدند و مرده اند، بلكه نزد پروردگارشان زنده اند و روز مى خورند و به پاداشى كه خداوند از فضل خود به آنان داده است شادمانند خدا براى تو بس است كه ولى و حاكم باشد و پیامبر خدا دشمنت باشد و جبرئیل ، پشتیبان . زود است كه تو را بر گرده مسلمانان مسلط ساخت ، بداند كه پاداش بدى ابرى ظالمان است و كدام یك از شما جایگاهش بدتر و گمراهتر است . اینكه از قدر تو مى كاهم و سرزشت را بزرگ مى شمارم نه از آن روست كه خطاب درباره تو سودمند است ، پس از آنكه چشمهاى مسلمانان را گریان و دلهایشان را داغدار ساختى . آن دلها كه دارید سخت شده و جانها طغیان كرده و بدنها آكنده از خشم خدا و لعنت پیامبر است و شیطان در آنها لانه كرده و جوجه پرورده است .
شگفت آنكه پایان و پیامبرزادگان و نسل اوصیا به دست آزاد شدگان پلید و دودمان تبهكار فاسد كشته مى شوند؛ به دست آنان كه خون ما از پنجه هایشان مى چكد و دندان در گوشتهاى ما فرو برده اند. آن شهیدان پاك جسدهایشان طعمه گرگهاى درنده گشته و در زیر چنگال كفتارها به خاك آلوده شده است . اگر امروز ما را غنیمتى براى خویش مى شمارى ، خواهى دید كه مایه زیان و خسران توایم ؛ آن روز كه جز عملهاى خویش چیزى نخواهى یافت و خداوند نیز به بندگان هیچ ستمى نمى كند.
شكایت نزد خدا مى برم و تكیه ام بر اوست و امید و آرزویم خدا ست . پس هر چه نیرنگ دارى به كار بند و هر چه مى توانى بكوش . سوگند به خدایى كه با وحى و قرآن شرافتمان بخشیده و با نبوت و برگزیدگى ما را گرامى داشته است ، نام و یاد ما هرگز محو نابود نمى شود و ننگ كشتن ما نیز از دامان تو شسته نمى گردد و مگر جز آن است كه اندیشه ات باطل و دوران حكومتت محدود و اجتماعت پراكنده است ؛ آن روز كه منادى ندا مى دهد: هلا! لعنت خدا بر ستمگر تجاوز كار!
خدا را سپاس كه براى دوستان خود سعادت را رقم زد و فرجام برگزیدگانش را شهادت قرار داد؛ به وسیله رسیدن به آنچه اراده اش بود، آنان را به رحمت و رضوان ، و آمرزش خویش منتقل ساخت و با كشتن آنان كسى جز تو بد بخت نشد و كسى جز تو به آنان آزموده نگشت . از خدا مى خواهیم كه پاداشمان را كامل و ثواب و ذخیره آخرتمان را سرشار سازد. از او مى خواهیم كه جانشینى خوب و بازگشتى شایسته برایمان مقرر دارد كه او مهربان و با محبت است .
تاریخ اسلام و شخصیتهای برجستة اسلامی نیز برای مسلمانان در همة دورهها الگو بوده است و تعالیم دین ما و اولیاء مكتب نیز توصیه كردهاند كه از نمونههای متعالی و برجسته در زمینههای اخلاق و كمال، سرمشق بگیریم. در میان حوادث تاریخ، «عاشورا» و «شهدای كربلا» از ویژگی خاصّی برخوردارند و صحنه صحنة این حماسه ماندگار و تكتك حماسهآفرینان عاشورا، الگوی انسانهای حقطلب و ظلمستیز بوده و خواهد بود، همچنان كه «اهلبیت ( ع )» بصورت عامتر، در زندگی و مرگ، در اخلاق و جهاد، در كمالات انسانی و چگونه زیستن و چگونه مردن، برای ما سرمشقاند. از خواستههای ماست كه حیات و ممات ما چون زندگی و مرگ محمد و آل محمّد باشد: «اَللهُمَّ اجْعَلْ مَحْیای مَحْیا مُحَمّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ مَماتی مَماتَ محمّدٍ وَ آلِ مَحَمَّدٍ »
امام حسین ـ علیه السّلام ـ حركت خویش را در مبارزه با طاغوت عصر خودش، برای مردم دیگر سرمشق میداند و میفرماید: «فَلَكُمْ فی اُسوَةٌ» نهضت عاشورا، الهام گرفتة از راه انبیا، و مبارزات حقجویان تاریخ و در همان راستاست. استشهادی كه امام حسین ( ع ) به كار پیشینیان میكند، نشاندهندة این الگوگیری است. هنگامی كه حضرت میخواست از مدینه خارج شود، این آیه را میخواند: «فَخَرَجَ مِنْها خائِفاً یتَرَقَّبُ قالَ رَبِّ نَجِّنی مِنَ الْقَوْمِ الظّالِمینَ»، قبل از حركت نیز در وصیتنامهای كه به برادرش محمد حنفیه نوشت و مبنا و هدف و انگیزة خروج را بیان كرد، از جمله تكیة آن حضرت بر عمل به سیره جدّ و پدرش و پیمودن همان راه بود و نهضت خود را در همان خطّ سیر معرفی كرد: «وَ اَسیرَ بِسیرَةِ جَدّی و اَبی عَلِی بْنِ اَبی طالِبٍ» و سیرة پیامبر و علی ( ع ) را الگوی خویش در این مبارزه با ظلم و منكر دانست. این شیوه، تضمینی بر درستی راه و انتخاب است كه انسان مبارز، از اولیائ دین و معصومین الگو بگیرد و برای كار خود حجّت شرعی داشته باشد. در سخنی دیگر، آن حضرت فرموده است: «وَلی وَ لَهُمْ و لِكُلِّ مُسلمٍ بِرَسُولِ اللهِ اُسْوَة و پیامبر اكرم ـ صلی الله علیه و آله »
را اسوة خود و هر مسلمان دیگر قلمداد كرده است. پیامبر اكرم ( ص ) ، دو فرزندش امام حسن ( ع ) و امام حسین ( ع ) را «امام» معرفی كرده است، چه قیام كنند، چه بنشینند: «اِبْنای هذا اِمامانِ، قاما اَوْ قَعَدا» پس از قیام عاشورا نیز در همان خطّ امام و اسوه و الگو بودن امام حسین ( ع ) بود و عمل آن حضرت برای امّت میتوانست سرمشق و سرخط باشد و مبنای مشاركت پیروان امامت در مبارزه با حكومت یزیدی باشد، مبارزهای كه ریشه در جهاد همة پیامبران ربّانی و همة جهادهای مقدّس مسلمانان صدر اسلام در ركاب حضرت رسالت داشت.
در تاریخ اسلام نیز، بسیاری از قیامهای ضد ستم و نهضتهای آزادیبخش، با الهام از حركت عزّتآفرین عاشورا شكل گرفت و به ثمر رسید. حتّی مبارزات استقلالطلبانة هند به رهبری مهاتما گاندی، ثمرة این الگوگیری بود؛ همچنانكه خود گاندی گفته است: « من زندگی امام حسین ( ع )، آن شهید بزرگ اسلام را به دقت خواندهام و توجّه كافی به صفحات كربلا نمودهام و بر من روشن شده است كه اگر هندوستان بخواهد یك كشور پیروز گردد، بایستی از سرمشق امام حسین ( ع ) پیروی كند »
قائد اعظم پاكستان، محمدعلی جناح نیز گفته است: « هیچ نمونهای از شجاعت، بهتر از آنكه امام حسین ( ع ) از لحاظ فداكاری و تهوّر نشان داد، در عالم پیدا نمیشود. به عقیدة من تمام مسلمین باید از سرمشق این شهیدی كه خود را در سرزمین عراق قربانی كرد، پیروی نمایند »
بارزترین نمونة آن، انقلاب اسلامی ایران بود كه درسها و الگوهای عاشورا، قویترین دستمایة جهاد مردم بر ضدّ طاغوت و دفاع رزمندگان در جبهة نبرد هشت ساله به شمار میرفت. نبرد و شهادت مظلومانه برای رسوا ساختن ظالم، عمل به تكلیف در شدیدترین حالاتِ تنهایی و بییاوری، رها نكردن هدف حتّی با كمبود نفرات و شهادت یاران، همه و همه از ثمرات الگوگیری از عاشورا بود.
امام امّت، در اسوه بودن عاشورا برای نهضت پانزده خرداد میفرماید: « ملّت عظیمالشأن، در سالروز شوم این فاجعة انفجارآمیزی كه مصادف با پانزده خرداد 42 بود، با الهام از عاشورا آن قیام كوبنده را به بار آورد. اگر عاشورا و گرمی و شور انفجاری آن نبود، معلوم نبود چنین قیامی بدون سابقه و سازماندهی واقع میشد. واقعة عظیم عاشورا از 61 هجری تا خرداد 42 و از آن تا قیام عالمی بقیة الله اروحنا لمقدمه الفداء در هر مقطع انقلابساز است. » سزاوار است كه نهضت عاشورا از ابعاد مختلف، مورد بازنگری دقیق قرار گیرد و شیوههای مبارزه، خطوط اصلی تبلیغ، عوامل ماندگاری یك حركت انقلابی و ثمربخشی آن در طول سالیان متمادی، و درسهایی كه برای به حركت درآوردن ملّتهای خفته و خمود در آن نهفته است، تبیین گردد و عاشورا به یك «مكتب» و «دانشگاه» تبدیل گردد.
نسل امروز و آینده هنوز تشنه فضیلت و عدالت است و به دلیل سرخوردگى از تباهىها بهدنبال آرمان شهر اسلامى مىگردد. اینان به نیرومندى و توانایى خویش براى به دست آوردن دنیایى بهتر و در نتیجهرستاخیزى مطلوب مىاندیشد. جوان امروز در تلاش است تا از فرهنگ و ارزشهاى اسلامى انسانىبه صورت بهینه بهره گیرد. این تفكر حیاتىترین، اندیشهاى است كه مىتواند بهبالندگى جامعه جوان امروز و آینده مدد رساند. همانگونه كه می دانید صحنه عاشورا چنان آگاهانه در راه معشوق جانسپارى كردند كه به قول امام خمینى(ره): «هر چه روز عاشورا سیدالشهدا سلاماللهعلیه به شهادت نزدیكتر مىشد، افروختهتر مىشد و جوانان او مسابقه مىكردند براى این كه شهید بشوند، همه هم مىدانستند كه بعد از چند ساعت دیگر شهیدند. براى این كه آنها مىفهمیدند كجا مىروند؛ آنها مىفهمیدند براى چه آمدند؛ آگاه بودند كه «ما آمدیم اداى وظیفه خدایى را بكنیم؛ آمدیم اسلام را حفظ بكنیم». امام خمینى(ره) رمز عزت مردم ایران، از ذلت و زبونى را، احیاى حماسههاى عاشورایى مىدانند و مىفرمایند: «عاشورا را زنده نگهدارید كه با نگهداشتنعاشورا كشور شما آسیب نخواهد دید.»
شجاعت سیدالشهداء علیه السلام نه تنها همان زور بازو و قدرت و قوت بدنى و علم و آگاهى آنحضرت به آئین جنگ و نبرد و مدیریت و فرماندهى و به خاك انداختن دلیران ودلاوران صحنه كارزار بود، بلكه تمام اینها از روح قوى و خصیتبلند و حیاتاعتقادى و اسلامى او نشات مىگرفت. وقتى از او مىپرسند از پیامبر حدیثى كه خودت شنیده باشى نقل كن مىفرماید: « ان الله یحب معالى الامور و یبغض سفسافها » خداوند كارهاى بلند و گرامى رادوست مىدارد و كارهاى پست و زبون را دشمن مىدارد.»
در این روایت امام حسین(ع) كه از جد بزرگوارش نقل مىكند، معلوم مىشود روح بلندامام با امور پست جسمى سر و كار ندارد، سر و كارش با معانى عالى و بلند و باعظمت است. از دیدگاه اسلام همه حماسههاى نژادى و قومى مذموم است و آن حماسهاى در اسلامممدوح و پسندیده است كه بر اساس عزت نفس، كرامت نفس، آزاد منشى و استقلالفرهنگى و اعتقاد دینى باشد و ننگ و ذلت و انحطاط و پستى را تحمل ننماید.
سیدالشهدا با الهام از آیات حماسى قرآن هم چون آیه شریفه «لله العزه ولرسوله و للمومنین» و آیه «لن یجعل الله للكافرین على المومنین سبیلا» و بااستفاده از زندگى حماسى و سیره عملى رسول خدا(ص) و امیرالمومنین علیه السلامو حماسههاى زهراى اطهر وامام حسن مجتبى(ع) به احیاى انسانهاى مرده زمانپرداخت و شخصیت معنوى مسلمانان را بیدار كرد و اسلام را تجدید حیات بخشید و درملت اسلام در تمامى قرون و اعصار حماسه و غیرت ایجاد كرد، حمیت و شجاعت و سلحشورى به وجود آورد و براى تمام نهضتها و انقلابهاى دنیا سوژه و سرمایه بىنظیرى شد و به آنها آموخت كه ترسها، زبونىها، بردگىها، چاپلوسىها، بیگانهپرستىها، همه و همه مولود از دست دادن خوى فطرى و شخصیت انسانى است. رهبر معظم انقلاب حضرت آیت الله العظمى خامنهاى پیرامون روحیه حماسى و رفتار شجاعانه مردم شریف ایران و بركات آن مىفرمایند: «رفتار شجاعانه همه مردم و مسئولان ایران، علتهاى دیگر را براى مقاومت دربرابر آمریكا تشجیع كرده است. اكنون دورانى كه امریكایىها خیال مىكردند صاحباختیار دنیا هستند و براى كشورهاى گوناگون خط و نشان مىكشیدند، سپرى شده است واین همه به بركتشجاعت و نترسیدن ملت ایران از ابرقدرتها حاصل شده است.» امروزه ملتهاى مسلمان سراسر دنیا در پرتو تعالیم حماسى حضرت اباعبدالله الحسین ( ع ) مىروند تا در تاریخ معاصر تحولى ایجاد كنند. امروزه بیدارى و آگاهى سیاه پوستان امریكا آن هم در پرتو تعالیم انسان ساز عاشورایى و رهنمودهاى امام خمینى ( ره ) مایه بسى امید و بشارت است.
رهبر معظم انقلاب در این باره فرمودند: «سیاهپوستان آمریكا اعم از مسلمان ومسیحى در این تظاهرات مشتهایشان را گره كردند و فریاد «الله اكبر» سر دادندو به ترجمه سوره مباركه حمد گوش فرا دادند این پیام قرآن بود كه زیر چشم رژیماستكبار امریكا در دنیا پخش شد و این واقعیت نشان داد كه با وجود مخالفت هاىامریكا پیام انقلاب اسلامى به مخاطبین آن در دورترین نقطه جهان رسیده است.»
رهبر معظم انقلاب بااشاره به حماسههاى مردم شریف ایران و با قاطعیت تمام مىفرمایند: « همه دولتها اعتراف دارند كه تنها ایران اسلامى است كه با شجاعت در مقابلامریكا و اسرائیل ایستادهاند.»
به خاطر همان تعالیم عاشورایى است كه هنوزشعارهاى حماسى و پیامهاى بلند آن به گوش اهل دل مىرسد كه مىفرمود: الموت اولى من ركوب العار والعار اولى من دخول النار انا الحسین بن على آلیت ان لا انثنى حتى عیالات ابى امضى على دین النبى ، «مرگ بهتر از پذیرفتن ننگ است و پذیرفتن ننگ بهتر از قبول آتش سوزان جهنم استمن حسین فرزند على هستم، سوگند یاد كردهام كه در مقابل دشمن سرفرود نیاورم. من از اهل و عیال پدرم حمایت مىكنم و در راه آئین پیامبر كشته مىشوم.»
روحیه حماسى است كه باعث مىشود انبیاء الهى براى اجراى عدالت اجتماعى كوچكترین سازشىبا مترفین و كفار نداشته باشند.
همین حماسههاى صادقانه و مخلصانه بود كه یك جاذبه واقعى و حقیقى در قلوب مردممومن جهان ایجاد كرد كه حرارت و سوزش آن هرگز به سردى نمىگراید و در زیر اینآسمان كبود نمىتوان نهضت و انقلاب اصلاحى را پیدا كرد كه با حماسههاى جاویدعاشورا آشنا نباشد.
آرى «ان لقتل الحسین حراره فى قلوب المومنین لن تبرد ابدا» امام خمینى ( ره ) «بزرگداشتشعائر عاشورایى» را مهمترین رمز وحدت ملل مسلمان جهان مىداند وتعالیم عاشورایى را ثمربخشترین حماسهبراىعزتمسلمین و ذلت و خوارى كفار ومشركین و نابودى استكبار جهانى بهحساب آورده ومىفرماید: «همه باید بدانیم كه آن چه موجب وحدت بین مسلمین است این مراسم سیاسى، مراسمعزادارى ائمه اطهار و به ویژه سید مظلومان و سرور شهیدان حضرت ابى عبداللهالحسین علیه السلام است كه حافظ ملیت مسلمین به ویژه شیعیان اثنى عشرعلیهم صلوات الله و سلم مىباشد.»
مرا در منزل جانان چه امن عیش چون هر دَم جَرَس فریاد می دارد که بربندید محملها
امام حسین علیه السلام پس از آن که با دعوت مردم کوفه و نامه هاى فراوان و پى در پى آنان روبرو شد، تصمیم به هجرت از مکه به سوى کوفه گرفت .با این که برخى از آشنایان و بزرگان مدینه آن حضرت را از سفر به کوفه بر حذر کرده بودند و با دلایلى چند، تلاش کردند که وى را منصرف کنند، با این حال امام حسین علیه السلام سفر به کوفه را براى خویش تکلیف فرض کرد و به آن اقدام نمود.
امام حسین علیه السلام در روز ترویه (هشتم ذى الحجه) سال 60 قمرى به قصد کوفه، از مکه خارج گردید. قافله آل الله پس از رسیدن به سرزمین عراق، در منزلگاه «شراف» با سپاه یکهزار نفرى حر بن یزید ریاحى که از سوى عبیدالله بن زیاد براى تعقیب و یا نبرد با امام علیه السلام مأموریت یافته بود، مواجه گردید و از آن پس ، مسیر تاریخ به سوى دیگر کشیده شدزمانى که امام حسین علیه السلام به آن زمین رسیدند، پرسیدند: این سرزمین چه نام دارد؟ جواب دادند قادسیه، حضرت دوباره پرسیدند: آیا نام دیگرى دارد؟ عرض کردند نینوا. حضرت باز فرمودند: آیا نام دیگرى دارد؟ عرض کردند به این سرزمین طَفّ نیز می گویند، فرزند رسول خدا دوباره پرسیدند: دیگر چه نام دارد؟ عرض کردند این سرزمین را کربلا نیز مى گویند
شیخ مفید گوید:
چون صبح شد، امام حسین علیه السلام فرود آمد و نماز صبح خواند. دوباره سوار شد و با یاران خود سمت راست را پیش گرفت. میخواست یاران خود را از سپاه حر جدا کند، حر نیز میآمد و امام و یارانش را مانع میشد و میخواست آنان را به سمت کوفه برگرداند، آنان هم امتناع میکردند. چنین ادامه یافت تا به نینوا رسیدند. ناگهان اسب سواری را دیدند. سلاح بر تن و کمان بر دوش که از کوفه میآمد. او نامهای از ابن زیاد برای حر آورده بود، با این مضمون:
اما بعد، چون نامهام به تو رسید و فرستادهام آمد، بر حسین تنگ بگیر و جز در سرزمین بیآب و خشک، فرود نیاورد. به فرستادهام دستور دادهام همواره همراه تو باشد تا خبر اجرای فرمان به من برسد. والسلام.
چون حر نامه را خواند، گفت: این نامه امیر عبیدالله است. دستور داده هر جا نامه رسید، بر شما سخت بگیرم. این هم فرستاده اوست و مأمور است که از من جدا نشود تا آنکه فرمان امیر را درباره شما اجرا کنم. امام به او فرمود: وای بر تو! بگذار در این آبادی نینوا و غاضریه یا شفیه فرود آییم. گفت: به خدا نمیتوانم بگذارم. این مرد را بر من جاسوس فرستادهاند. زهیر بن قین گفت: ای پسر پیامبر! من چنین میبینم که کار بعداً سختتر خواهد شد. اکنون جنگیدن با این گروه برای ما آسانتر از جنگ با کسانی است که پس از اینان میآیند و ما توان نبرد با آنان که میآیند را نداریم. امام حسین علیه السلام فرمود: من آغازگر جنگ نخواهم شد
به ناچار آن حضرت به همراه اهل بیت گرامی و اصحاب باوفایش در آن سرزمین فرود آمدند و حربن یزید نیز با سپاهیانش در مقابل آن حضرت، خیمه زدند.
ابن سعد نقل میکند: چون علی علیه السلام در مسیر صفین از کربلا گذشت و رو به روی روستای نینوا بر کرانه فرات قرار گرفت، ایستاد و خدمتکار خود را گفت که به ابا عبدالله خبر دهد به این سرزمین چه میگویند؟ گفت: کربلا. حضرت گریست تا آنکه زمین از اشکهایش تر شد. فرمود: روزی خدمت پیامبر رسیدم که میگریست. سبب گریه را پرسیدم، فرمود: جبرئیل پیش من بود. مرا خبر داد که فرزندم حسین علیه السلام در کنار فرات در جایی به نام کربلا کشته میشود. سپس مشتی از خاک آن را برداشت و داد تا ببویمش. چشمانم پر از اشک شد.
در روایت است زمانى که امام حسین علیه السلام به آن زمین رسیدند، پرسیدند: این سرزمین چه نام دارد؟ جواب دادند قادسیه، حضرت دوباره پرسیدند: آیا نام دیگرى دارد؟ عرض کردند نینوا. حضرت باز فرمودند: آیا نام دیگرى دارد؟ عرض کردند به این سرزمین طَفّ نیز می گویند، فرزند رسول خدا دوباره پرسیدند: دیگر چه نام دارد؟ عرض کردند این سرزمین را کربلا نیز مى گویند.
چون حضرت نام کربلا را شنیدند، فرمودند:
«اللّهمّ انّى اعوذ بِکَ مِنَ الکَربِ و البَلاء» (خدایا! پناه مى برم بر تو از سختی و بلا)
و سپس فرمود: بایستید و پیش نروید. « ههنا مَناخُ رِکابِنا و مَحَطُّ رِحالِنا و مقتَلُ رجالِنا وَ مَسفَکُ دِمائِنَّا...» به خدا که محل فرود آمدنمان و سرزمین ریخته شدن خونمان همین جاست. اینجاست که حرمت ما را میشکنند، مردانمان و کودکانمان را میکشند. قبور ما در همینجا زیارتگاه خواهد شد. جدم رسول خدا صلی الله علیه و اله همین خاک را به من وعده داده و وعده او خلاف نیست.
سپس در آن جا فرود آمدند و بارها را کنار فرات گشودند، خیمهای برای حسین علیه السلام و خانواده و فرزندان او افراشته شد. خیمه برادران و عموزادگان را اطراف خیمه او زدند. آن امام مظلوم فرزندان و برادران و اهل بیت خود را جمع کرد، بعد نظری بر آنها انداخت و گریست و گفت:« خدایا! ما عترت پیامبر تو، محمد، هستیم. بنیامیّه ما را از حرم جدمان راندند و در حق ما جفا کردند. خدایا! حق ما را از ستمگران بستان و ما را بر آنها پیروز گردان».
هنگامی که حسین علیه السلام وارد کربلا شد، برای یاران خود خطبهای خواند و فرمود: اما بعد؛ مردم بَرده ی دنیایند، دین بر زبانشان است و آن را همچون غذایی میدانند که تا زمانی که مزه خوش داشته باشد، آن را نگاه میدارند، اما هنگامی که (مزهاش عوض شود و) آزمونی در کار باشد، تعداد دینداران اندک میشود...
ام کلثوم، دختر امام علی علیه السلام، به امام علیه السلام گفت:«ای برادر! در این وادی احساس عجیبی دارم و اندوه هولناکی بر دل من سایه افکنده است».
امام حسین علیه السلام خواهر را دلداری داد و آرام کرد.
خوارزمی گوید:
هنگامی که حسین علیه السلام وارد کربلا شد، برای یاران خود خطبهای خواند و فرمود:
« اما بعد؛ مردم بَرده ی دنیایند، دین بر زبانشان است و آن را همچون غذایی میدانند که تا زمانی که مزه خوش داشته باشد، آن را نگاه میدارند، اما هنگامی که (مزهاش عوض شود و) آزمونی در کار باشد، تعداد دینداران اندک میشود...»
در همان روز عبیدالله بن زیاد نامه ای بدین مضمون برای امام حسین علیه السلام نوشت:
خبر ورود تو به کربلا رسید. من از جانب یزید بن معاویه مأمورم سر بر بالین ننهم تا تو را بکشم و یا به حکم من و حکم یزید بن معاویه بازآیی. والسلام.
وقتی امام علیه السلام نامه ابن زیاد را خواند، فرمود:
« لا اَفلَحَ قَومٌ اشتَرَوا مَرضاتِ المَخلوُقِ بِسَخَطِ الخالِق» (رستگار نشوند آن گروهی که خشنودی مردم را با غضب پروردگار خریدند).
سپس به اهل کوفه نامهای نوشت تا گروهی از بزرگان کوفه ـ که مورد اعتماد حضرت بودند ـ را از حضور خود در کربلا آگاه کند. حضرت نامه را به "قیس بن مسهّر" دادند تا عازم کوفه شود. اما ستمگران پلید سفیر امام علیهالسلام را دستگیر کرده و به شهادت رساندند. زمانی که خبر شهادت قیس به حضرت رسید، ایشان گریست و اشک بر گونه مبارکش جاری شد و فرمود:
«اللّهُمَّ اجْعَلْ لَنا وَلِشِیعَتِنا عِنْدکَ مَنْزِلاً کَریما واجْمَعْ بَینَنا وَبَینَهُمْ فِی مُسْتَقَرٍّ مِنْ رَحْمَتِکَ، اِنَّکَ عَلی کُلِّ شَیءٍ قَدیرٌ» (خداوندا! برای ما و شیعیان ما در نزد خود قرارگاهِ والایی قرار ده و ما را با آنان در جایگاهی از رحمت خود جمع کن، که تو بر انجام هر کاری توانایی).
محمدمصطفیپور اهل بابل بود اما امروز از اهالی آسمان است. تمام فرصتِ کوتاهش را در دنیا آن گونه صرف کرد که در نهایت ، این عاقبت نصیبش شد:
یك شب محمد همینطور كه دراز كشیده بود نگاهش را به بالا دوخت و با صدایی ملایم گفت «رضا! دوست دارم موقع شهادت، تیر درست بخورد به قلبم. همینجایی كه این شعر را نوشتهام.«
كنجكاو شدم، سرم را بالا گرفتم. در تاریك روشن سنگر به پیراهنش نگاه كردم، روی سینهاش این بیت نوشته بود:
آن قدر غمت به جان پذیریم حسین تا قبر تو را بغل بگیریم حسین
چند روز بعد از عملیات والفجر 8، وقتی به مقر برگشتم، رفتم سراغ بچههای امدادگر، دلم برای محمد شور میزد. شب عملیات از هم جدا شده بودیم و از او بی خبر بودم. پرسیدم آیا كسی بسیجی ای به اسم محمدمصطفیپور را دیده یا نه؟ برای توضیح بیشتر گفتم روی سینهاش هم یك بیت شعر نوشته بود. تا این را گفتم یكی جواب داد «آهان دیدمش برادر! او شهید شده....»
دوباره پرسیدم شهادت او چطور بود؟ امدادگر گفت «تیر خورد روی همان بیتی كه بر سینهاش نوشته بود.»
منتظر جوابی غیر از این نبودم. گفتم الحمدالله محمد هم رفت.
دوباره پرسیدم شهادت او چطور بود؟
امدادگر گفت «تیر خورد روی همان بیتی كه بر سینهاش نوشته بود.»
بچه های قرن 21 بیایید ما هم حسینی زندگی کنیم و حسینی بمیریم.
اللهم اجعل محیای محیا محمد و آل محمد و مماتی ممات محمد و آل محمد

محمدمصطفیپور اهل بابل بود اما امروز از اهالی آسمان است. تمام فرصتِ کوتاهش را در دنیا آن گونه صرف کرد که در نهایت ، این عاقبت نصیبش شد:
یك شب محمد همینطور كه دراز كشیده بود نگاهش را به بالا دوخت و با صدایی ملایم گفت «رضا! دوست دارم موقع شهادت، تیر درست بخورد به قلبم. همینجایی كه این شعر را نوشتهام.«
كنجكاو شدم، سرم را بالا گرفتم. در تاریك روشن سنگر به پیراهنش نگاه كردم، روی سینهاش این بیت نوشته بود:
آن قدر غمت به جان پذیریم حسین تا قبر تو را بغل بگیریم حسین
چند روز بعد از عملیات والفجر 8، وقتی به مقر برگشتم، رفتم سراغ بچههای امدادگر، دلم برای محمد شور میزد. شب عملیات از هم جدا شده بودیم و از او بی خبر بودم. پرسیدم آیا كسی بسیجی ای به اسم محمدمصطفیپور را دیده یا نه؟ برای توضیح بیشتر گفتم روی سینهاش هم یك بیت شعر نوشته بود. تا این را گفتم یكی جواب داد «آهان دیدمش برادر! او شهید شده....»
دوباره پرسیدم شهادت او چطور بود؟ امدادگر گفت «تیر خورد روی همان بیتی كه بر سینهاش نوشته بود.»
منتظر جوابی غیر از این نبودم. گفتم الحمدالله محمد هم رفت.
دوباره پرسیدم شهادت او چطور بود؟
امدادگر گفت «تیر خورد روی همان بیتی كه بر سینهاش نوشته بود.»
...انتظار فرج، انتظار دست قاهر قدرتمند الهى ملكوتى است كه باید بیاید و با كمك همین انسانها سیطرهى ظلم را از بین ببرد و حق را غالب كند و عدل را در زندگى مردم حاكم كند و پرچم توحید را بلند كند؛ انسانها را بندهى واقعى خدا بكند. باید براى این كار آماده بود... انتظار معنایش این است. انتظار حركت است؛ انتظار سكون نیست؛ انتظار رها كردن و نشستن براى اینكه كار به خودى خود صورت بگیرد، نیست. انتظار حركت است. انتظار آمادگى است. ...انتظار فرج یعنى كمر بسته بودن، آماده بودن، خود را از همه جهت براى آن هدفى كه امام زمان (علیه الصلاة والسلام) براى آن هدف قیام خواهد كرد، آماده كردن. آن انقلاب بزرگ تاریخى براى آن هدف انجام خواهد گرفت. و او عبارت است از ایجاد عدل و داد، زندگى انسانى، زندگى الهى، عبودیت خدا؛ این معناى انتظار فرج است.
دیدار اقشار مختلف مردم در روز نیمهی شعبان 27/05/1387


مقام معظم رهبری در مسجد جمکران
شعر ای قلم به زبان ترکی با ترجمه فارسی از حاج ابراهیم رهبر:
ای قلم سوزلَرین دَه اَثریوخ
ای قلم در حرف هایت اثری نیست
آشنا دَن مَنَه بیرخَبَر یوخ
از آشنا برای من خبری نیست
گَلدی بو جومعَه دَ گِشدی آلله
این جمعه هم آمد و گذشت ای خدا
فاطمَه یوسیفینَّن خبر یوخ
از یوسف فاطمه(س)خبری نیست
یاندی پروانَه لَرشمعِ سوندی
پروانه سوخت و شمع زندگیش خاموش شد
آیریلیقدان اورَه قانَه دوندی
از جدایی دل ها خون شد
شَأنیدَه رُتبَه دَه بی بَدَل سَن
در شأن و مقام بی همتایی
هرگوزَل دَن آقا سَن گوزَل سَن
از هرزیبایی آقا تو زیباتری
کیم دییر آیریلیق در دَه سال ماز؟
چه کسی می گوید جدایی انسان را دردمند نمی کند؟
عاشیقین صبرینی اَل دَن آلماز؟
وصبرِ عاشق را لبریز نمی کند؟
ای گوزوم یول لارا باخ داریخما
ای چشمم به راه نگاه کن و دل تنگ مشو
گون همیشَه بولوت آت دا، قالماز
چون که خورشید همیشه زیر ابر نمی ماند
قونچَه گول لَر نَه اندازَه سُل سون
غنچه ی گل چقدر پرپر شود؟
قلبیلَر قویما قانیلَه دُلسون
مگذار قلب ها خون شود
گَلدی بو جُمعَه دَه گَلمَدین سَن
این جمعه هم آمد ولی شما نیامدید
گون سایِم جمعه ی دیگَر اولسون
روزها را می شمارم تا جمعه ی دیگر برسد
ای "صفایی" هَلَه دُز فراقه
ای "صفایی" صبر کن در فراقش
یول سالاخ بیزدَه بیردَه عراقَه
تا بارِ دیگر مسیرمان به طرف عراق بیفتد
قلبیلَر غُصَّه دَن داغلی قالدی
قلب ها از غصه ات داغدارشده است
یا امام زمان گَل اَمان دی
یا امام زمان(عج)بیا و رحم کن
کربلا یول لاری باغلی قالدی
راه های کربلا بسته مانده

مسجد مقدس جمکران
روزگاری، یهودیان از نظر كلیسای مسیحی، قاتلان عیسی (ع) شمرده میشدند و مثلث شیطانی «یهود، یهودا و شیطان» مورد لعن مسیحیان بود، امّا با نفوذ مزوّرانه و برنامهریزی مدبّرانه یهودیان دنیاطلب، در طول قرون 14 _ 16، پروتستانیسم یهودگرا در مسیحیت سر بر آورد و در مقابل كلیسای رم قد علم كرد و با همیاری ثروتمندان منتقد یهودی و خوانین و پادشاهان محلی مسیحی قدرت طلب، علیه كلیسا قیام كرد و سپس از دلِ پروتستانیسم، پیوریتانیسم یهودیزه متولّد شد و با توسعهى فرهنگ آنگلوساكسون در انگلستان و سپس آمریكا، تمدنِ اومانیستی معاصر توسط «مسیحیت یهودیزه» رشد و توسعه یافت و نهایتاً لیبرال دموكراسی را قلهى آمال خود قرار داد. در دهه دوم قرن بیستم كه قدرت تصویر سینمایی، خود را نمایاند، شش استودیوی یهودی «برادران وارنر»، «مترو گلدن مایر»، «یونیور سال»، «پارامونت»، «كلمبیا» و «فوكس قرن بیستم»، هالیوود را در حومهى شهر لسآنجلس شكل دادند. از آن تاریخ تاكنون، سینمای هالیوود، به ابزاری قوی و جهانشمول تبدیل شد كه با هدایتِ تهیهكنندگان و برنامهریزان یهودی، سوژههای مورد نظر خود را انتخاب میكرد و آگاهانه آنها را بارور كرده و به فیلم تبدیل میكرد و تأثیرات خود را میگذاشت.
در ایام جنگ جهانی این مثلث عوض شد و «نازیسم، فاشیسم و شیطان» اضلاع سه گانهى آن را ساختند و پروپاگاندای سینمایی علیه حكومت رایش سوّم شكل گرفت.
در سالهای جنگ سرد، مثلث شیطانی باز تعریف شد و «چین، شوروی و شیطان» سه ضلع آن را ساختند و یهود و یهودا از گناه تاریخی خود تبرئه شدند؛ تا این كه روح خدا در كالبد ملّت ایران دمید و به رهبری امام و با پشتوانهى حماسه عاشورا، انقلابی علوی شكل گرفت كه عملاً ایرانیان را چون مردانی آهنین، به صف منتظرانِ موعود، وارد كرد. ناگهان، دیكتاتوری سرمایه كه با به راه انداختن جنگ تصنّعی بین آمریكا و شوروی سودهای كلانی به جیب زده بود و در سینما «جنگ ستارگان» را به راه انداخته بود تا «مجتمعهای صنعتی _ نظامی» صهیونیستی حداكثر سود را داشته باشند، از خوابِ خود خواسته پرید و دوباره تعریفی جدید از مثلث شیطانی ارائه داد؛ «روسیه، مسلمانان و شیطان». در سینما هم آثاری چون «مردی كه فردا را دید» پدید آمد كه براساس پیشگوییهای نوستر آداموس توسط یهودیانی چون «اورسون ولز» دو سال پس از پیروزی انقلاب اسلامی (1981) ساخته شد كه در آن به همكاری هستهای مسلمانان و روسها و ظهورِ دجّال در بین مسلمین پرداخته بود.
با فروپاشی بلوك شرق، خطر كمونیسم در سینما كمتر مورد اشاره قرار میگرفت و این بار حتی مثلث تبدیل به دو ضلعی (؟!) شده بود و یك خط شیطانی در طول تاریخ رسم میشد كه در لباس جدیدی، تمدن غرب را نشانه گرفته است؛ شیطانِ باستانی در قالبِ اسلام، خود را ظاهر كرده بود و با فریبِ مسلمانان، زمینهى سقوط بشریتِ (بخوانید غرب) را فراهم كرده بود. در سناریوی جدید، مسلمین، یاران شیطان بودند كه از زیر خاكستر قرون برآمده بودند و هم چون «گودزیلا» حیات انسانی را تهدید میكردند و فقط دایناسورهایی بزرگتر از خودشان چون «یونگاری» حریف آنها میشدند و چون «بیگانه»ای بودند كه اگر خونش را هم میریختی، سرخی خونش هم اثرات مخرّب خود را برای تمدن اومانیستی غرب با محوریت آمریكا داشت و باعث ویرانی و فساد میشد؛ لذا ظهور «بیگانه»ها و «وحشی»ها را همسانِ پایان یافتنِ زمانهى انسان به تصویر كشیدند. دیگر این «جنگ دنیاها» آن چنان وسیع شده بود كه دامنهى گستردهاش، آن را به خطری برای همهى بشر تبدیل میكرد و پایان دوران را در صورتِ تسلطِ شیاطین مخرب، برای بشر به ارمغان میآورد؛ پس هالیوود در دشمنسازیاش، نیاز داشت اوضاع را آخرالزمانی به تصویر كشد و عطش نیاز به منجی را چند برابر كند و منجیان و اَبَرقهرمانان خود را به رُخ عالمیان كشد. این چنین بود كه آخرالزمان و موعود و منجی برای اربابان سینما، موضوعیتی دو چندان یافت.
با نزدیك شدن سال 1999 و 2000 و عطش هزاره گرایی در بین فرقههای مختلف مسیحی و یهودی، منجیگرایی نیز رشد یافت و با سیلی از ظهور قهرمانان قدیمی و جدید در هالیوود روبهرو بودیم. از طرفی با افول كمونیسم، كارخانهداران تسلیحات _ كه غالباً صهیونیست هستند _ به فكر افتادند كه بازاریابی سینمایی خود را باز هم تداوم بخشند و در دورانی كه غربیان به شدت از مدرنیسم و ماشینیسم و مكاتب بشر ساخته خسته شدهاند، دشمنی قوی اسلام را با غرب هر چه افزونتر به تصویر كشند و با نزدیكنمایی دورانی كه شیاطین مسلمان (!) بر جهان مسلّط شدهاند، آخرالزمان خاص خود را خلق كنند، آخرالزمانی كه اگر تجهیزاتِ مدرن و تسلیحات فوق پیشرفتهى آمریكایی نباشد، شیطان بر اوضاع مسلط میشود. همهى این عوامل در كنار پیشرفتهای ایرانِ شیعی و نفوذ تفكرات نابِ اسلامی در جهان، باعث شد كه بحث آخرالزمان و مسیحی و حكومتِ پایانِ روزگار در سینمای غرب و سرآمد آن یعنی هالیوود، اصالت پیدا كند و در فاصله ده ساله 1995 تا 2005 از 22 فیلم پرفروش جهان، 19 مورد به نحوی به این موضوع بپردازند. آثار شاخص و تأثیرگذاری چون: ماتریكس، هری پاتر، ارباب حلقهها، پسر جهنمی، ترمیناتور، اُمِگاكد 2 (مگیدو) و .... .
اكنون كه پروژهى جهانیسازی تفكرات صهیونیستی یا همان اسطورههای صهیونمآب در دستور كار سازمانهای فرهنگی، تبلیغی، سیاسی غرب خصوصاً آمریكا قرار گرفته است.
از جهات مختلفی میتوان انواعی برای پایان دوران در سینمای مرسوم غرب متصور شد. در یك تقسیمبندی میتوان به این اقسامِ تصویر كردن آخرالزمان در سینما برسیم:
1. آخرالزمان دینی كه در آن پیشگوییهای كتاب مقدس (با محوریت تورات) به تصویر درمیآیند. حتی انجیل هم با نگاه به تورات تصویر میشود.
2. آخرالزمان تكنولوژیك كه حدیث چالش وسیع انسان و مصنوعات اوست كه بر او برتری یافتهاند؛ چه از نوع ماشینهای قوی یا موجودات زندهای كه با مهندسی ژنتیك تغییر كردهاند.
3. آخرالزمان علمی _ تخیلی كه در آن جدال گستردهای بین انسان و موجودات فرا زمینی یا بیگانه به تصویر درمیآید.
4. آخرالزمان اسطورهای كه موجودات و مفاهیمی از اعماق افسانهها و اساطیر به امروز میآیند و شرایط سخت آخرالزمان را برای بشر ایجاد میكنند.
5. آخرالزمان طبیعی كه بشر با انواع و اقسام بلایا و مصیبتهای طبیعی مثل سیلها و زلزلههای شدید، امراض فراگیر، آتشفشانهای بیرحم، شهابسنگهای بزرگ و حشرات و حیوانات عجیب و غریب علیه سلطهى افراطی بشر میشورند و بشر در نبرد با این بلایا به شرایط صعبی میرسد كه اگر تلاش نكند و در مقابل اینها مقاومت نكند، آخرین نفسهای حیات خود را میزند و به پایان جهان میرسد.
6. آخرالزمان متافیزیكی _ جادویی كه ساحران و جادوگران و رمالان امروزی یا دیروزی، برای به دست آوردن قدرت، عرصه را بر آدمی تنگ كرده و اوضاع را به سمت وحشت و هراس واپسین روزهای حیات بشری پیش میبرند.
در هر كدام از این انواع، فیلمهای زیادی ساخته شده است كه در تمام آنها، نجاتبخشِ كرهى زمین باید از نژاد یهودی یا آنگلوساكسون باشد و اگر منجی یا منجیان غربی نباشند، همهى افراد بشر در خطر نابودی یا بردگی همیشگی شیطان هستند.
در یك تقسیمبندی دیگر، میتوان دو نوع كلی از آخرالزمان را در آثار سینمایی برشمرد:
1. آخرالزمان دینی: كه در آن عناصری چون مسیح یا مشیا (ماشیحا)، خدا، فرشتگان و سایر عناصر مسیحی _ یهودی، یاریگر انسان در برابر هیولا یا وحش یا مار یا شیطان یا اژدها هستند و بحث هزارهگرایی و دریاچهى آتش و زندان هزار ساله و تخت پادشاهی و حق و باطل و ایمان و كفر مطرح است. البته به دلیل نفوذ بسیار بالای یهودیان و صهیونیستها در هالیوود، طبیعتاً محور این قبیل آثار، پیشگوییهای تورات خصوصاً كتابهای دانیال نبی و اشعیا و حزقیال میباشد و در مواردی هم كه طبق پیشگوییهای انجیل در كتاب مكاشفات یوحنا، مواردی مطرح شده، با قرائتهای مسیحیت صهیونیستی و با تفاسیر یهودیزه از مسیحیت طرف هستیم. در چنین آثاری، بشر در آخرین لحظههای غربت و تنهایی جبری و تقدیرِیاش در برابر سپاهیان شرارت و شیطان، مورد حمایت یك نیروی معنوی قدرتمند مسیحیایی قرار میگیرد. بهترین نمونه از این دست آثار، فیلمِ اُمگاكد 2 (مگیدو) است كه ساخته شبكه TBN و صهیونیستهای مسیحی است.
2. آخرالزمان غیر دینی: در این نوع تصویر آخرالزمان، كمتر نامی از خدا و مسیح و (ماشیحا) برده می شود و بشر به تنهایی با ارادهى قوی خود، جبر و تقدیر را میشكند و به تنهایی با تكیه بر تكنولوژی و عقلِ خود بر دشمنِ شریرش فائق آمده و برتری انسان بر همه چیز و اومانیسم افراطی را به وضوح به تصویر میكشد. در این قبیل آثار به جای قدرت الهی، در برخی موارد قدرت عشق مطرح میشود كه قهرمان داستان با عشق خالصانه و صد در صد زمینی به ستارهى مؤنّث فیلم، جهان را از شرّ شیاطین میرهاند؛ مانند فیلم «پسر جهنمی» و «ماتریكس» و در برخی موارد نوعدوستی و یا ملیگرایی یا قومگرایی یا میراث اجدادی یا خانواده یا سرزمین، بتهایی میشوند كه قهرمان به خاطر آنها در مقابل ضد قهرمان ایستادگی و مقاومت میكند؛ مانند فیلم «هری پاتر» كه خانواده و حفظ میراث اجدادی و سرزمین هاگوارتز در آن اصالت دارد.
حتما ادامه مطلب را بخوانید
مقدمه
غیبت امام مهدی(ع) به معنای پوشیده بودن او از دیدگان مردم است. امیرمؤمنان میفرماید: سوگند به خدای علی علیه السلام، حجت خدا در میان مردم است و در راهها گام برمی دارد، به خانههای آنان سر میزند در شرق و غرب زمین رفت و آمد میکند، گفتار مردم را میشوند و بر ایشان سلام میکند میبیند و تا وقت معین و رسیدن وعده الهی دیده نمیشود.
البته نوع دیگری از غیبت برای حضرت بیان شده است که غیبت را به معنای دیدن اما نشناختن گرفته است. محمد بن عثمان دومین نایب امام مهدی(ع) میگوید: امام مهدی(ع) هر سال در مراسم حج حاضر میشود مردم را میبیند و آنان را میشناسد و مردم او را میبینند ولی نمیشناسند. امام زمان(ع) از آغاز زندگی پنهان میزیست و پدر بزرگوارش او را فقط به عده ای از یاران خاص نشان داد. با شهادت امام یازدهم و فرا رسیدن امامت امام عصر عجل الله تعالی فرجه دوران غیبت صغری به مدت 69 سال آغاز میشود. ویژگی این دوره ارتباط امام با پیروانش به واسطة چهار نایب خاص بود. از سال 329 ق این ارتباط نیز قطع شد و غیبت کبری آن حضرت آغاز شد و تاکنون ادامه دارد.
اما چرا امام زمان(ع) پنهانی زندگی کرد و هم اکنون نیز از دیدگان ما پنهان است؟ دلیل این غیبت طولانی چیست؟
در این نوشتار دلایلی که روایات برای غیبت امام مهدی عجل الله تعالی فرجه شمردهاند خلاصه وار بیان میشود
دلایل نقلی غیبت امام دوازدهم(ع)
پیشینة غیبت
غیبت و پنهان زیستی پدیده ای نیست که تنها در مورد امام مهدی(ع) اتفاق افتاده باشد بلکه تعدادی از پیامبران الهی بخشی از زندگی خود را پنهانی سپری کردهاند و این غیبت آنان از مردم به خواست و خیر اندیشی خداوند بوده است. بنابراین پنهان زیستی از سنت و روشهای خداوند نسبت به اولیای خود است و در زندگی برگزیدگانی چون ادریس، موسی، الیاس، عیسی و خضر علیهم السلام واقع شده است، امام صادق(ع) فرمود: برای قائم ما غیبتی خواهد بود که مدت آن طولانی میشود. راوی میپرسد: دلیل این غیبت چیست؟ امام فرمود: خداوند میخواهد سنتهای پیامبران را در پنهان زیستی در مورد امام زمان عجل الله تعالی فرجه جاری کند.
دلیل اول: آماده نبودن مردم
وقتی مردم ارزش پیامبر و امام را ندانستند و دستورهای آنان را انجام ندهند و رفتارشان مخالف گفتار آنان باشد خداوند حق دارد نعمتی را که به مردم داده است مدتی از آنان بگیرد تا در روزگار پنهان بودن امامشان ارزش او را بفهمند و برای آشکار شدن او تلاش کنند. امام محمد باقر(ع) فرمود: وقتی خداوند همراهی و هم نشینی ما را برای گروهی خوش ندارد ما را از میان آنان بر میگیرد.
«ان الله اذا کره لنا جوار قوم نزعنا من بین اظهرهم»
دلیل دوم: حفظ جان امام
یکی از دلایلی پنهان شدن برگزیدگان الهی از مردم حفظ جانشان بود تا در زمان مناسب دوباره به بیان دین خداوند مشغول شوند. پیامبر اسلام(ص) برای حفظ جان و کشته نشدن به دست مشرکان مکه، از این شهر بیرون آمد و در غار پنهان شد. امام مهدی(ع) نیز برای حفظ جان مدتی از دیدگان مردم غایب شده است. امام جعفر صادق(ع) فرمود: امام مهدی(ع) پیش از قیام خود مدتی از چشمان پنهان خواهد شد. راوی پرسید: دلیل آن چیست؟ فرمود: برای حفظ جان خود.
دلیل سوم: بیعت نکردن با ستمگران
هر یک از پیشوایان ما به دلیل آماد نبودن زمینه برای قیام و نداشتن یاور مجبور به همراهی ظاهری با ستمگران زمان خود بودند ولی امام عصر(ع) برای اینکه بیعت کسی بر گردن او نباشد به صورت پنهانی زندگی میکند. وقتی امام حسن(ع) با معاویه صلح کرد عده ای از مردم او را سرزنش کردند و گفتند: چرا به ستمگران سازش کردی؟ امام پاسخ داد: آیا میدانید تمامی ما امامان مجبور به سازش با ستمگر زمانشان هستند مگر قائم(ع) ، او کسی است که عیسی بن مریم پشت سر او نماز میخواند و خداوند ولادت او را پنهان میکند و از دیدگان مردم پنهان میشود چون وقتی قیام کرد بیعت کسی بر گردنش نباشد.
دلیل چهارم: آزمایش مردم
خداوند بندگان خود را به وسیلههای گوناگون میآزماید. یکی را با مال، دیگری را با بیماری و . . . در آیه 155 سوره بقره خداوند انواع امتحانها را اینگونه بیان میکند: «شما را به نوعی از ترس و گرسنگی و زیان مالی و جانی و کمبود محصول آزمایش میکنیم و صبرکنندگان را بشارت بده. » یکی از آزمونها خداوند نسبت به بندگان پنهان بودن امام مهدی(ع) است تا دین داران واقعی از بی دینان جدا شوند. امام موسی کاظم(ع) فرمود: وقتی پنجمین فرزدن غایب شد مواظب دین خود باشید تا هیچ کس شما را از آن بیرون نکند. برای امام زمان غیبتی خواهد بود که گروهی از پیروان او از دین خود برمی گردند، این غیبت آزمایشی است که خداوند با آن بندگانش را امتحان میکند.
دلیل پنجم: نبود یاور
هر قیام و انقلابی نیاز به عده ای نیروی زبده و فعال دارد تا رهبر قیام به وسیلة آن افراد عالم و کاردان اهداف خود را عملی کند. در قیام مهدی(ع) این افراد به عنوان 313 نفر یاد شدهاند که هسته مرکزی یاوران مهدی(ع) را تشکیل میدهند. این افراد اگر در یک عصر پیدا شوند، آن حضرت ظهور خواهد کرد.
امام جواد (علیه السلام) می فرمایند:برترین اعمال امت انتظار فرج است.
امروز وظیفه اصلی ما مسلمانان انتظار فرج حضرت ولی عصر (عجل الله تعالی فرجه) می باشد ولی این نکته خیلی مهم است که بدانیم چگونه انتظاری برتین اعمال است آیا ما باید ساکت در گوشه ای از جامعه بنشینیم و منتظر امام باشیم تا ایشان بیایند و جامعه را اصلاح کنند .اصلا این انتظار می تواند بهترین عمل ها باشد منزوی بودن شیعه در جامعه آیا کاری است سنجیده؟ ما ارگر منتظر امام هستیم باید خودمان نیز برای اصلاح وضع موجود جامعه اقدام نماییم. چرا که اشخاصی هم در کوفه مانند سلیمان بن صرد خزایی هنگامی که مسلم می خواست هانی را از دست عبیدالله برهاند فتوا داد که تا امام به کوفه نیاید جهاد مکروه است و چنین شد عاقبت مسلم بن عقیل فرستاده امام و در نهایت عاقبت خود امام. در حالی که امام در نامه خویش به مردم کوفه نوشته بودند که هر چه مسلم فرمان دهد به مانند فرمان من است از او بی چون و چرا اطاعت ورزید. ما هم اگر بگوییم امروز امام نیست واطاعت از ولی فقیه هم به مانند اطاعت از امام نیست به عاقبت مردم نفرین شده کوفه دچار خواهیم شد.پس در انتظار فرج که همان گسترش فرهنگ سبز مهدوی است باید به مانند شهدای کربلا که در جهت گسترش فرهنگ سرخ عاشورا کوشیدند کوشش نماییم .در نهایت می توان گفت که شیعه در حقیقت یک فرهنگ کلی بنام فرهنگ جهاد در راه خدا دارد که در هر زمانی به شکلی متفاوت بروز می کند یک زمان با جهاد مسلحانه مثل زمان امام حسین(علیه السلام) و یا جهاد با نفس و جهاد با تهاجم فرهنگی دشمن در زمان حاضر. فرهنگ انتظار همان فرهنگ عاشوراست و هیچ فرقی بین آنها نیست اگر ما می خواهیم بگوییم که منتظر منجی هستیم باید از فرهنگ عاشورا که درسهایی از آن را در مطالب قبلی گفتیم درس بگیریم و همیشه آماده جهاد در راه خدا باشیم .در سال 1995 رژیم صهیونیستی کنفرانسی را به نام شیوه های مبارزه با اسلام را در تل آویو برگزار کرد. که در آن یک خاخام صهیونیست که بگفته خودش 10 سال درباره اسلام تحقیق کرده بود "گفت ما هر مشکلی داشته باشیم با شیعه خواهیم داشت دیگر فرقه ها نمی توانند برای ما مشکل ساز شوند و اگر بخواهیم شیعه را نیز منفعل نماییم باید فرهنگ انتظار آنان به امام آخر الزمانشان و فرهنگ جهاد و شهادت در راه خدا که همان فرهنگ عاشورا هست را باید از شیعه بگیریم. " پس ای جوانان منتظر حضرت ولی عصر بیایید با هم فرهنگ سرخ عاشورا و فرهنگ انتظار مهدوی را بیامیزیم و به سوی جهانی که امام شیعیان حاکم مسلّم آن خواهد بود با تمام قوا حرکت نماییم.

اللهم عجل فی فرج مولانا الصاحب الزمان بالحسین (علیه السلام)
امام مهدی علیهالسلام به جهت قدردانی و وفا نسبت به رشادتهای حضرت عباس علیهالسلام به این بارگاه ملکوتی تشریف میآورند، نمونه زیر گویای این واقعیت میباشد:
فقیه فرزانه آیت الله حاج سید مرتضی لنگرودی فرمود: در حرم مطهر حضرت قمر بنیهاشم علیهالسلام مشغول زیارت بودم، ناگهان دیدم شخصی پشت سر من مشغول زیارت و خطاب به حضرت میفرماید:
«یا عمی!» و مطالبی را با فصاحت و بلاغت بیان میکند. من از بس برایم این مطلب جالب و جذاب بود دست از زیارت برداشتم تا ببینم این بزرگوار چه میگوید. همچنان مات و مبهوت شده بودم ولی کلمات دلربای ایشان را همچنان میشنیدم و ایشان گریه میکرد و با حضرت در حال صحبت بود. ولی یک مرتبه از نظرم غایب شد. [1] .
امام مهدی علیهالسلام به اماکن مقدسه و مشاهد مشرفه، عنایت فراوانی دارد. یکی از سرزمینهایی که مورد علاقه آقا بقیةالله روحی فداه است کربلا، و بارگاه ملکوتی سالار شهیدان علیهالسلام و برادر بزرگوارش حضرت ابوالفضل العباس علیهالسلام است، بنابراین، زائران محترم، توجه داشته باشند، با مشرف شدن به این مکان گرامی دو وظیفه مهم دارند:
1. زیارت به نیابت از امام عصر علیهالسلام که نشان دهنده معرفت زائر و مورد توجه قرار گرفتن او از سوی زیارت شونده و ملائکه است. 2. دعا برای تعجیل در فرج آقا امام زمان علیهالسلام که بسیار مهم و با ارزش است. قطعا، امام زمان علیهالسلام محتاج نیابت و دعای ما نیست، بلکه ما محتاج عنایت او علیهالسلام هستیم. و این اعمال سبب جلب عنایت او علیهالسلام خواهد شد.

تبلیغات 


